باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

نوروز 4

نوروز ۴

..

یکی از وبلاگ نویسان با درد و اندوه نوشته بود:

سفره هفت سین آراسته شده بود ، سبزه و سکه و ... درکنار قرآن ، خانه را

مزین نموده بودند ، همه به انتظار آغاز سال نو بودیم ، لحظه ها همینطور

می گذشتند ولی خبری از تحویل سال نبود!! ، شبکه های تلویزیون یکی

پس از دیگری عوض شدند ولی هیچکدام نه تبریکی گفتند ، نه توپی شلیک شد،

نه ساز و نقاره زده شد ، نه طبق روال هرسال، کسی گفت :

آغاز سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت .

خیلی حالم گرفته شده بود ، نه بواسطه اینکه فقط اعلام سال جدید نشده بود

بلکه به این خاطر که صدا و سیمای ایران ، فرهنگ چند هزار ساله ایرانیان را

به هیچ گرفته ، به خاطر اینکه توهینی بالاتر از این نمی توانست به مردم نماید

که سال جدید را به آنها اعلام ننماید ( سالی که نکوست از بهارش پیداست) .

------ 

با  درود 

متاسفانه، در کشور ما ایران، با اظهار علاقه ای با اغراق به اسلام!؟

سعی دارند سابقه و موجودیت تاریخی ایرانیان را نادیده به گیرند.

در صورتی که ایرانی نوروز دوست در زمان کودکی ما(پنجاه سال پیش)

هم نمازش را میخواند و هم عید نوروز را جشن می گرقت.

هم روزه می گرفت هم در عید فطر، فطریه را کنار می گذاشت.

 .

عید نوروز را جشن گرفتن و تحویل سال نو را با این دقت

حساب کردن و رعایت کردن آن، هیچ مخالفتی با اسلامی بودن ندارد.

ایرانی بودن و مسلمان بودن هم یکنوع اعتبار برای اسلام است.

همین ایرانی ها بودند که حضرت محمد از آنها بسیار تعریف کرده است.

اینکه به گویند: ایرانی ها هم مسلمان هستند، عرب ها هم مسلمان هستند و

امسال هم تعدادی آلمانی و انگلیسی و آمریکائی مسلمان شده اند، جلوه و

بزرگی اسلام را بیشتر نشان می دهد تا اینکه به گویند:

عده ای بی اصل و نسب و بی هویت مسلمان شده اند.

..

سوز

 ۲۴ فروردین ۱۳۸۸ - 13.04.2009  

نویسنده : س. و. ز : ۳:۱٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

‫‫‫جهان

جهان

.‫‫.

‫سفر کردن با اندیشه و تصور چه ‫سر یع است و آسان است.

‫‫شاید بتوان گفت سریعترین وسیله سفر و جابجائی همین تصور است که

‫‫در یک لحظه میلیون ها سال نوری را طی می کند. و ما را از این سر

به آنسر دنیا می برد. ‫‫با یافته های جدید امروزی، با مشاهدات عکس های

کهکشان ها و ستاره های دوور، ‫‫عمر جهان را به سیزده و اندی میلیارد

سال نوری تخمین زده اند.

‫یعنی اگر از ‫امروز با سرعت نور حرکت کنیم و در زمان به عقب برگردیم،

سیزده و اندی ‫‫سال نوری طول ‫میکشد که به *بیگ بنگ* یا انفجار بزرگ

یا شروع پیدایش جهان امروز ‫‫به رسیم.

٭نور در هر ثانیه سیصد هزار کیلومتر سرعت دارد٭

.‫

‫‫‫حالا آیا چقدر طول کشیده است که این همه کهکشان ها وسحابی ها و

ستاره ها بدور ‫‫نقطه یه انفجار بزرگ جمع شده اند، معلوم نیست.

.  

‫‫می گویند در اثر جمع شدن این مقدار ماده که در جهان است،

در یک نقطه، آنچنان ‫‫فشار و گرمایی بوجود آمده که باعث شده

که انفجار بزرگ پدید آمده است.

و از آنزمان ‫‫تا بحال جهان در حال گسترش است. یعنی همه یه کهکشان ها

وسحابی ها و کرات داخل ‫‫آنها، همه دارند از همدیگر دور می شوند

و باصطلاح جهان در حال انبساط و بزرگتر شدن است.

 .

‫‫با دانش امروز، مواد مختلف موجود در طبیعت را با مشخصات و

اجزای ثابت تعیین کرده اند. ‫‫ یعنی هر جسمی را، هر ماده ای را تشکیل شده

از یک مرکز اتم و الکترون یا الکترون های ‫‫اطراف میدانند.

به نسبت سبکی و سنگینی مواد، پروتون و نوترون کمتر یا بیشتری دارند

‫‫و به همان تعداد هم الکترون اطراف آنها می چرخند.

.

‫‫ما همچنان در مسافربر اندیشه و تصور نشسته ایم و

بداخل اتم سفر می کنیم و آنها را بررسی می کنیم.

.

‫‫به نظر می رسد نوع پروتون، نوترون و الکترون ِ مواد مختلفی مثل: هیدرژن

و کربن و آهن ‫‫همه دارای یک جنس هستند و نباید فرقی با هم داشته باشند.

و فقط تفاوت تعداد آنهاست که خاصییت ‫‫و شرایط آنها را با هم متفاوت می کند.

‫‫آیا جنس و مشخصات پروتون با نوترون فرق می کند؟

شاید و یا باید چنین باشد.

‫‫چون نوترون سنگینی یه اتم را تشکیل می دهد ، ولی پروتون نه.

‫‫جنس بار الکتریکی ِ نوترون خنثی هست، ‫ولی پروتون مثبت است.

‫‫جنس الکترون بسیار سبک است و بار منفی دارد.

‫‫پس تا اینجا سه جور جنس مختلف داریم

‫‫.

‫‫حالا یک چهره یه چهارم هم خود را نشان می دهد و آن نیروی

‫‫جاذبه هسته اتم است.

‫‫این مجموعه سه تایی با هم یک رابطه یه کشش و گریز دارند.

‫‫در این رابطه هسته مرکزی، نیروی جاذب دارد و الکترون را

‫‫مهار کرده است و نمی گذارد از حوزه جاذبه مرکز دور شود.

   .

این چه نیروئی است و از چه چیزی تشکیل شده است که الکترون

‫را با آن سرعت نزدیک به سرعت نور و با وزن اندکش می تواند

‫همواره بدور خود نگهدارد و نگذارد از این مدار خارج شود.

 .

‫یک پدیده یا نیروی پنجم هم در این جا نمایان می شود و آن نیروی

‫اولیه ای است که این الکترون را بگردش وا داشته است و هم چنان به

‫گردش آن تداوم می بخشد. آن چه نیروئی هست و از کجا ادامه دارد؟

‫.

‫فرض کنید در یک چمنزار وسیع که دور و برتان هم کسی نیست، یک

‫سنگ را به یک نخ کلفت می بندید و گره می زنید که سنگ از نخ رها نشود.

‫و سر دیگر نخ را بدست می گیرید و شروع می کنید آن سنگ و نخ را بدور

‫سر خود به چرخانید. خوب حالا با تمام قدرت خود سعی می کنید این سنگ،

‫با نخ بسته به آن را دور سرتان بچرخانید. بعد از چند دقیقه خسته می شوید

‫و کم کم گردش سنگ را بدور خود آهسته می کنید و سنگ و طناب را با

‫احتیاط از حرکت باز می دارید و آنرا بزمین می گذارید.

‫در شکلی که از این گردش بیضی وار، سنگ و نخ بدور شما دیده می شود.

‫نخ رابط بین شما و سنگ را می شود نیروی جاذبه تصور کرد که مانع

‫فرار سنگ از مدار دور سرتان می شود، و همیشه آنرا در فاصله ای معین

‫(طول نخ) در اطراف شما نگهمیدارد. ( چهارم)

‫نیروی محرک چرخاننده و به سرعت رساندن آن سنگ شما بودید که بعد از

‫مدت کوتاهی انرژی تان تمام شد، ولی نیروی یه گردش دهنده یه الکترون

(سنگ) ‫میلیون ها سال است که آنرا همچنان در گردش نگاه داشته است. (پنجم)

‫اگر این نیرو برای ِ ادامه یه چرخش الکترون نبود که الکترون از مدار گردش

‫خود به سوی مرکز جذب می شد و دیگر اتمی به شکل قبلی وجود نداشت.

 .

‫این پنج پدیده و انرژی یا وضعییت را چگونه می توان توجیه کرد؟‫

−در مرکز ِ اتم: پروتون ، نوترون

‫− در مدار ِ اتم: الکترون

−جاذبه مرکزی، که الکترون را دائم بطرف خود می کشاند

‫− انرژی محرک و به دَوَران آورنده یه دائم الکترون

‫.

‫چون بنیان و اجزاء تشکیل دهنده یه تمام موادی که ما می شناسیم،

‫از این یا با این پنج جنس و انرژی ساخته شده اند، می توان گفت:

‫تمام هستی که ما می شناسیم با این پنج حالت یا موضوع سرو کار دارند.

 . 

‫چه کسی می تواند با توضیحی بیشتر و ساده تر و بهتر، 

در این زمینه کمک باشد؟

‫..

‫سوز

‫۲۰ اسفند ۱۳۸۷ − 10.03.2009 ,

 ۰۵ فروردین ۱۳۸۸ − 25.03.2009 

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

خط فارسی

اصلاح خط فارسی 

..

یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود بهتر است خط فارسی را عوض کنیم.

برایش نوشتم:

درود

خط فعلی فارسی را می توان با کمی اصلاح و اضافه کردن حروف باصدا به آن،

قوی در تلفظ کلمات و کافی در درست خوانی کرد.

به این صورت نوشته های بی نظیر به زبان فارسی از هزار سال پیش به

اینطرف هم قابل استفاده برای همه هست، و هم خط زیبای فارسی با نوشته های

بسیار زیبای نستعلیق و نسخ و شکسته را میتوان استفاده کرد.

. 

برای " حذف " حروفی با صدای مشابه برای فارسی زبانان هم می توان

به تدریج به نقطه ای از توافق ضمنی رسید.

موقع نوشتن ما دقت می کنیم، یا از ما خواسته شده است و ما عادت کرده ایم

که لغات را مثل عربی درست به نویسم، ولی آنها را درست نمی خوانیم.

ما حلول سال نو را مانند گفتن "هلو"، هلول سال نو می گوئیم

و مثل عرب ها از ته گلو " حلول " نمی گوئیم. یا حلوا، احوال.

باین صورت هم با " س" عمل می کنیم و مثل تلفظ عرب ها،

"ث، ص، س" را متفاوت بر زبان نمی آوریم

با " ز " هم همینطور، و تفاوتی بین تلفظ حروف: " ز - ض - ظ - ذ"

را نمی توان  در گفتار یک فارسی زبان از هم تشخیص داد.

 

مهمتر ین و سریعترین اقدام، تعیین حروف با صدا

برای همین نوشتار فارسی هست.

برای گویا تر و خوانا تر کردن و کمترین تغییر در خط فارسی، مثلا ً

می توان  با اضافه کردن یک نقطه، تفاوت بین این حروف "o ، oo ، w

را برای " و" مشخص کرد:

یک نقطه بالای  " ‫‫وْ صدای  v میدهد . ( وْسیله  -  vasile)

دوتا "وو" صدای "oo" میدهد.   (تووپ - toop)

"و" تنها صدای "o" میدهد.  (بوزورگ - bozorg ، تو- to )

سه نقطه بالای " وّ " صدای "ow" میدهد.  (تولید - towlid)

 آی با کلاه " آ " صدای "aa" میدهد و همیشه برای "aa" استفاده شود.

حرف " ا " الف یا " آ " بی کلاه همه جا بصورت

ا َ " (است - اسب - افزآر) و

" ها " ی آخر: فرشته، تشنه، بصورت تکی یا چسبیده،

همه جا بعنوان "e" استفاده شود.

و حرف « ی » را برای "ی" مثل (یه ک ، یک ـــــــ په یک ، پیک).

حرف «‌‌ ی » نقطه دار، برای " ی" مثل ( نیما ، نی ما ـــــ شیوا ، شی وآ )  را

می توان بکار برد.

تا نظر صاحب نظران و زبان شناسان چه باشد.

..

سوز

 ۱۷فروردین ۱۳۸۸  -  06.03.2009 

نویسنده : س. و. ز : ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

‫بهار

بهار

‫..

‫بهار آمد، چکاوک نغمه سَر داد

‫پرنده در پرنده، جوجه پر داد

‫به جوجک پر زدن را یاد می داد

‫نهان گشتن ز دشمن، پند می داد

‫کلاغ زشت، گربه اهرمن باد

‫به هر سو دیده چرخید شاخه گل بود

‫ز سنبل، لاله، نرگس باغ پُر بود

‫درختان پر شکوفه، دست ها پُر

‫به سوی آسمان، دست تشکر

‫ز سرما، باد سرد و یخ رهانید

‫نگاه گرم خورشید، برف برچید

‫به برگِ سبز روشن، شاخه، داده صحنه را رنگ

‫شکوفه ها سفید و، صورتی، کم رنگ و پر رنگ

چو نور ِ هور زد بر شاخه ها چنگ

به سایه یا به نور، هر برگ چند رنگ

‫به شب، بلبل سراید دم به دم، صد جور آهنگ

‫ز زیبائی ِ روز و عطر گلها و شکوفه مست گشته

‫به رویا روزها شد، کنون گویا که وی هشیار گشته

‫به یاد عطر سنبل ها و مریم ، بلبلک آواز خوانَد

‫مقام هرگلی هم ساز، در مقامش باز خواند

‫..

سوز

 ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ − 17.03.2009 ‫‫

نویسنده : س. و. ز : ٢:٠٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم