راه آزادی
راه آزادی
راهی را که مردم بر گُزیده اند در راه آزادی پیش می رود ،
استقامت شمامردم ، باعث پیروزی است .
اگر در این کار موفق هم نشدید ، لا اقل
نام نیکوی شما در تاریخ این آزادی خواهی خواهد درخشد.
...
میرحسین: روز جمعه در میان صفوف شما حاضر خواهم شد
سوز
کنستانس ۲۶ تیر ۱۳۸۸ - 17.07.2009
مطلب را به بالاترین بفرستید:
ابطال انتخابات نه
ابطال انتخابات نه .. منظور از ابطال انتخابات چیست؟ در صورتیکه آقای احمدی نژاد ، استعفا بدهد ، نفر دوم انتخابات ریاست جمهوری که آقای موسوی باشد ، بعنوان برنده انتخابات شناخته می شود. آقای کروبی هم بنظر نمی رسد خود را نفر اول در این انتخابات بداند. با این عمل ساده ، رهبر از حرف خود بر نگشته است و احترام خود را در حد بالائی حفظ می کند. مردم هم به هدف خود رسیده اند و احترام آنان هم حفظ شده است و مقدار زیادی در وقت و هزینه های انتخابات مجدد هم صرفه جوئی می شود. و سیستم کشور بسوی عادی شدن برمی گردد و می توان ازخانواده های شهدا و صدمه دیدگان دلجوئی کرد. آقای احمدی نژاد هم می تواند به خاطر ملت و مردم ، علی وار خود را خانه نشین کند. پس از آن می توان در آرامش به خلاف کاری ها رسیدگی کرد و مامور یا دستور دهنده ها را شناسائی نموده و به تناسب مجازات کرد. .. سوز کنستانس۶ تیر ۱۳۸۸ − 27.06.2009
مطلب را به بالاترین بفرستید:
صدای آزادی
صدای آزادی
..
در یک وبلاگ از کانادا ، یک عکس از تظاهرات مردم ایران بر
علیه نتیجه و شکل انتخابات 22 خرداد ایران را دیدم.
در اولین نگاه دیده می شد که :
مردی جوان که از نعمت دیدن برخوردار نیست ،
با عصائی در دست ، در حالی که سر ِ خود را به حالت
گوش دادن به صدا های اطراف ، کمی بالا و به جلو گرفته بود
و عصایش را با دست راست خود کمی جلو تر از
خودش گرفته بود و پیش رفت عصایش در هوا و
بدون برخورد به مانعی در جلویش ، به او اطمینان
قدم بعدی را می داد ، داشت راه پیمائی میکرد.
ناگهان بغض گلویم را گرفت ، اشک در چشمانم پر شد.
چه صحنه زیبائی بود. چند نفر در جلو ، عده ای در پشت
سر او ، و چند نفر در کنار او همگی با هم به جلو میرفتند.
شخصی همراه این جوان نابینا بود
که اورا در حالتی مراقبتی از این فرد نشان می داد ،
او هم آمده بود که در راه طلب آزادی خود به کوشد ،
در ضمن به این جوان کمک می کرد و
در این راه پیمائی برایش چشم بود ،
نیروی چشم خود را در اختیار یک نابینا گذاشته بود
و با چشم خود ، اراده یه این فرد را یاری می داد.
با دست خود او را از برخوردن به موانع همراهی می کرد.
فرد نابینا می خواست برای طلب حق خودش به خیابان برود ،
او شلوغی یه خیابان ، مسیر طولانی و ندیدن و راه رفتن را ،
به خود قبولانده بود و با عصای خود به خیابان آمده بود .
چشمان نابینای او ،
در بالاها چیزی می جست ،
صورتی با تبسم خفیف و امیدوار داشت ،
گویا از چیزی که در راه بود
و احساس نزدیک شدن به آن را داشت ،
احساس شادمانه ای داشت ،
با نگاهی جستجو گر ،
به جلو و بالا ، با اینکه نمی دید ،
نگاه ثابتش به یک جائی ،
حالتی از انتظار و تفکر داشت .
او صدای آزادی را از دور شنیده بود و
داشت می رفت تا آن را از نزدیک تر ، لمس کند.
..
سوز
کنستانس ۴ تیر ۱۳۸۸ − 25.06.2009
مطلب را به بالاترین بفرستید:
توجیه
توجیه
..
توجیه عمل ِ ناپسند ، گول زدن وجدان پاک است.
توجیه کردن ِ عمل نادرست ، نادرستی و دروغ را به درست بودن
تعبیر می کند و می خواهد وجدان ِ عمل کننده یا گوینده یا
نظر شنونده را ، در کار ِ انجام شده به درست بودن آن قانع کند.
چه بسا که خود گوینده هم در ترازوی وجدان ، سبک بودن کالا
و ناروا بودن عمل را نسبت به حقیقت و انصاف می بیند ،
ولی می خواهد وجدان ِ خود را ، و یا نظر دیگری را نسبت به
درست بودن آن کار راضی کند .
یعنی که ، اگر این کار را کردم برای این بود که ...
وگرنه من که مایل نبودم چنین کاری را انجام دهم.
ترازو ی ِ وجدان در وجود انسان، شاهد و ناظر درستی ها است.
وجدان پاک یا " ترازوی ِ وجدان " ، به علت ِ کار انجام شده ،
که در اثر گرسنه بودن ، بی پول بودن ، ضعیف بودن
یا قوی و زورمند بودن است ، کاری ندارد.
وجدان پاک ، عمل انجام شده را فوراً می سنجد و به ما
نشان می دهد که این عمل به سمت ِ ناروا بودن یا
نادرست بودن تمایل دارد و با حقیقت و انصاف و عدالت
فاصله دارد و هنوز به حالت مساوی بودن با حقیقت و
عدالت و انصاف نرسیده است.
وجدان پاک حالت اجرائی ندارد " اینطور بنظر می رسد "
ولی حالت یاد آوری آن دائم و همیشگی است ، همیشه
به یادتان می آورد که آن کار شما درست نبوده است.
برای راضی کردن ِ وجدان پاک شروع به توجیه آن می کنیم،
در فکر خود ، یا برای شخص دیگری که آن عمل را شاهد
بوده است ، و یا وقتی کِسی با ما راجع به آن کار صحبت
می کند یا از ما سئوال می کند ، با جواب توجیهی گوشه
چشمی به شنونده است که به بینیم آیا قانع شده است
یا نه ، آنوقت گوشه چشمی هم به وجدان بیدار می اندازیم
و با تبسمی سئوالی و تکان دادن سر ، به حالت تایید ،
می خواهیم او را هم به بینیم که
مثل آن شخص دارد قانع می شود و وجدان بیدار اجازه
دهد که این کار ، به حقیقت نزدیکتر تلقی شود و از
ملامت نگاهش به رفتار ما کمی کم کند.
شاید بهترین روش راضی نگان داشتن ِ وجدان ِ پاک ،
اجرای مثل معروف باشد که :
آنچه به خود نمی پسندی ، به دیگران نیز مپسند.
آنوقت نباید از وجدان معذرت بخواهیم و سعی کنیم
یک جوری کار خود را توجیه کنیم.
..
سوز
کنستانس اول تیر ۱۳۸۸ − 22.06.2009
مطلب را به بالاترین بفرستید:


