باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

تلاش 2

تلاش 2

..

از میان ِ سنگ ِ خارا، سبزه ای، اندر شکاف سر بر زده.

در شکاف ِ سنگ ِ خارا، هیچ خاک و هیچ امید آب نیست.

با تحمل، صبر و کوشش، ریشه بر سنگ در، نشتر زده.

قطره یه آبی، ز  ِ باران، گرد و خاکی از هوا،

با امیدش از تداوم بر حیات، اینجا به خود پیکر زده.

.

این نشان اندر امید است و تداوم بر تلاش.

تا نکاری گندم و آردش نسازی، پس خمیر،

از تنور ِ آتش و هیزم ندار، نانت نیاید سر زده.

..

سوز

28.06.2010  - 07 تیر 1389 

نویسنده : س. و. ز : ٤:٥٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

تحقیر

تحقیر

..

هیچکس، در هر سطحی از رتبه یه اجتماعی که باشد، حاضر نیست تحقیر بشود.

حتی یک مست دائم الخمر که کنار خیابان از شدت مستی قادر به راه رفتن نیست

و خوابیدن را، حتی در کنار خیابان بر هر چیز دیگری ترجیح می دهد،

حاضر نیست با تحقیر  ِ شرایط او، با تحقیر  ِ شخصیت او،  با او صحبت کنید.

.

هر کسی که در وضعیعت بدی بسر می بَرَد برای خودش دلایلی دارد که به آن وضع

و به آن حالت رسیده است و خودش را مقصر در رسیدن  به این حالت و وضعیت نمی داند.

خودش وضعیت و حالت ِ زشت و تحقیر آمیز و قابل سرزنش را می بیند ولی

خودش را تقصیرکار در رسیدن به آن، و افتادن به این حالت، نمی داند.

.

یا دوست یا زن خیانتکار یا رفیق نامرد یا شریک خائن و دروغگو را،

در این وضعی که به آن دچار شده است، مقصر می داند.

.

برایه  هیچ انسانی، قابل تحمل نیست که تحقیر بشود. فرقی نمی کند که برایه چی،

او نمی خواهد تحقیر بشود و کوچک و خطاکار و مقصر بشمار آید.

هر کدام از آنها دوست، رفیق، شرایط کاری، و یا خیانت و دو دووزه بازی کردن ِ

همکار، همسر، یا دوست را برایه رسیدن به این وضعیت، باعث می دانند.

..

سوز

21 تیر 1389 –  12.07.2010 

نویسنده : س. و. ز : ۸:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

حق وتو 2

حق وتو 2

..

سازمان ملل، یعنی سازمان ملت ها،

یعنی سازمانی

که ملت های ِ دنیای ِ ما، یعنی کره یه خاکی،

در آن برای ِ هماهنگی یه مسائل جهانی دور هم

جمع به شوند و مشکلات را بررسی کنند و برای ِ

رفع مشکلات به بحث و مذاکره به پردازند.

ولی در حال حاضر سازمان ملت ها،

یعنی سازمان 192 کشور در دنیا به

سازمان «پنج کشور» تبدیل شده است.

«پنج کشور» بزرگ صنعتی و یا قوی

هرچه می خواهند در آنجا پیش می برند، و اگر

یکی از این «پنج کشور» با مسئله ای موافقت نکند،

آن موضوع تایید نمی شود و قابلیت اجرائی ندارد،

زیرا مورد تصویب قرار نگرفته است.

 

برای تصمیم گیری در مورد یک موضوع،

باید رای اکثریت کشور ها مورد نظر باشد

و نه فقط نظر «پنج کشور» بخصوص.

 

بنابرین باید کشور های جهان در یک جلسه همگانی

تصمیم بگیرند و این «حق وتو» را بی اعتبار اعلام کنند.

 

کاملاً بدون معنی و غیر منطقی است که اکثریت

کشور ها، نسبت به موضوعی تصمیم بگیرند و

یکی ازین «پنج کشور» - به تنهائی-

رای اکثریت کشور های دنیا را باطل کند.

 

این «پنج کشور» هیچ حقی بالاتر از بقیه کشور ها

در سازمان ملل ندارند و نباید داشته باشند.

 

اگر اکثریت کشورها تصمیم گرفتند که مثلاً با نیروهای

نظامی در یکی از کشور ها آرامش برقرار کنند،

آنوقت به گروهی منتخب نظامی از کشور ها ماموریت

داده می شود که بآن منطقه نیرو بفرستند و

آرامش را بدانجا برگردانند.

 

اگر این «پنج کشور» حاضر نباشند رای ارباب بودن خود

را پس بدهند و یک رای مساوی با بقیه کشور ها

داشته باشند، دیگر لزومی ندارد که کشور های دیگر ،

در عضویت سازمان ملل باقی بمانند.

همه کشور های دنیا در یک روز و با هم  و همگی از

عضویت در این سازمان استعفا بدهند و

بگذارند همین «پنج کشور» برای خودشان سازمان ملل

را داشته باشند.

 

در حال حاضر هم، وجود بقیه کشور ها بغیر از این

«پنج کشور» به جز سیاهی لشگر بودن و برای

پرکردن صحنه، استفاده و فایده ای ندارد. پس

چه لزومی داردکه کشور های دنیا اینهمه هزینه بدهند

و نماینده به این سازمان بفرستند و خرج نمایندگان

و رفت و آمد و اقامت آنها را تحمل بکنند، زیرا رای این

کشور ها اثری در رای نهائی سازمان ملل ندارد.

 

مثل همه مجلس های مشورتی و شورائی در دنیا،

اگر اکثریت آرا، یعنی نصف باضافه 10% یا 20% از

اعضا، به انجام و تایید موضوعی رای بدهند،

باید آن موضوع تصویب شود و به انجام برسد.

و اگر غیر از این می خواهد باشد، وجود بقیه کشورها

غیر از «پنج کشور» در آن سازمان بدون فایده است.

 

پس پیش بسوی:

باطل کردن حق وتو

یا خروج از سازمان ملل

..

سوز

15.06.2010  - 25 خرداد 1389 

نویسنده : س. و. ز : ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

اتحاد و کلاغ

اتحاد و کلاغ

..

باز آمد و باز آمد

هر لحظه کلاغ آمد

چون بچه کلاغ از ضعف

بر خواجه به دست آمد

.

مادر ز  ِ هوا حمله

گوئی به شکار آمد

چندین نوک ِ دیگر هم

بر خواجه کلاه آمد

.

در حال کلاه در شد

خواجه نگران آمد

چندین کلاغ با داد

یکجا به صدا آمد

.

از ضربه ز  ِ منقار ها

چند زخم به سر آمد

تا بچه کلاغ از دست

خواجه، به رها آمد

.

از ترس  ِ سر و چشمش

دستش به فراز آمد

از ترس  ِ دو دَه زاغک

خواجه، به فرار آمد

.

کز جمع کلاغان شد

کآن مرد به فغان آمد

بر جمع موافق شو

ازجمع فراز آمد

.

پس رو چو کلاغان شو

بر جمع شتابان شو

از جمع هزاران سنگ

کوهی به فراز آمد

..

سوز

18.06.2010 – 28 خرداد 1388 

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم