باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

با وی هستم

با و ِی هستم

.. 

مرا تنها ندان، من با و ِی هستم

که در خاطر، دهد دستش به دستم

قدم ها می زنیم در جنگل مِه دار چالوس

ز ِ عطر ِ جنگل و یادش نمودن، مست ِ مستم

 ..

سوز

26 مهر 1389 - 18.10.2010 

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

خزان

خزان

..

زردی یه برگ ِ خزان، فرش گشت، روی زمین هم دیدنی است

بوی باران، نم ز ِ برگ های خزان، بوئیدنی است

خش خش ِ برگ های خشک، روی زمین، راه رفتنی است

برگ ها سرخ، قهوه ای، زرد از درخت ِ نیمه لخت، یاد ماندنی است

..

سوز

اول مهر 1389 -  22.09.2010 

نویسنده : س. و. ز : ٩:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم