باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

عدل جهانی

 

عدل جهانی
‫..
‫جهان از عدل ما، باید شود پُر
‫چو در باغ و به‌‌ صحرا، لاله، سنبل
‫به سالی چند ماهی لاله باشد
‫‫که عدل ما در آن همواره باشد

 

‫تفاوت در میان‌ِ چند نژاد، امر‌‌‌ ِ قبیحی است
‫برادر بودن اسلامیان، امری بدیهی است
‫برادر وار جهان و کار آن در چالش آرید
‫رها از دین خود، بر دین ما ایمان بیارید
 
‫در آن صورت برادر وار و بی تبعیض هستیم
‫شمائید کافر و، ما صاحب تفویض هستیم
‫‫ز تبعیض نژادی در جهان اکراه داریم
‫فقط بر اُمت اسلام، همه اکرام داریم
 
‫مسلمانان همه، با یکدگر باشند برادر
زدائیم پس همه خاک زمین‫‫، از هر چه کافر
‫چو در کل جهان جز مردم اسلام نباشد
‫ز تبعیض نژادی هم دگر، پس نام نباشد
‫..
‫سوز ‫ ‫ ‫


 ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ − 21.04.2009 ‫

نویسنده : س. و. ز : ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم