باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

مرگ مهتاب

مرگ مهتاب

..

مرگ مهتاب، آن زمان رخ داد

نور ِ کم نورش، رفته است از یاد

…   …   …

مرگ بر مهتاب، در دلم افتاد

نور ِ مخمورش، رفته ام از یاد

رنگ ِ دیوارم، هم چنان تیره است

گر شَوَم  ساکت، یا کنم فریاد

قهوه ای سوسکی، همدمم باشد

از مگس وزّی، باشدم، فریاد

بوی ِ نم ها با، سردی ِ دخمه

عطر دیگر را، من ندارم یاد

درس ِ آزادی هر چه آموختم

خورده ام شلاق، تا رَوَد از یاد

بایدم پَستی، از نو آموزم

چون دروغ، گویم، می شوم  آزاد

ای خدا از چه، پیک فرستادی

تا که راستی را، او به من یاد داد

آنچه ها را من، تا کنون دیدم

بد نهادان را، خانه است آباد

مرد نیکو خواه، پای شده در بند

بس شریران را، دیده ام آزاد

زندگی های، مردمان ِ خوب

بد نهادانی، داده اند بر باد

چون که نیک، نفسی، بد نخواهد کَس

بد نهادان را، کَس ندید فریاد

گر چه ظاهر خوب، این ریا کاران، با سبک دستی،

ساده لوحان را، مال و هستی ها، می خورند و شاد

..

از احساس ِ بودن در زندانی که، تعریفش را شنیده ایم.

از احساس ِ بودن در جائی، که گاهی قسمتی از آن سختی ها را

می شنویم، که در، بند بوده ها تعریف کرده اند.

..

با درود به همه آزادگان، نیکو خواهان و آزاد اندیشان در هر کجا که هستند.

سوز

12 خرداد 1392 – 02.06.2013

نویسنده : س. و. ز : ۳:٤٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ آبان ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

آزادی 2

آزادی 2

در یک وبلاگ ، آنچه پست شده بود  شامل :

یک تیتر : جشن پائیزی 2

و یک عکس : یک جعبه در بسته  با روبان دور جعبه

و یک کلمه و یک جمله کوتاه بود : سکوت، سکوت، سکوت، اینجاست، بهترین روز عمرم

- ۱۶ آذر

----------       ----------

نظر های زیادی به این پست فرستاده شده بود و هر کدام راجع به

آن بسته گمان خودش را گفته بود.

نوشتم :

فکر کنم توی جعبه ای که به این قشنگی بسته بندی شده " آزادی " باشد.


 " آزادی " که با الفاظ رنگین و کلمات ترمز دهنده و خوش آیند ، آنرا محدود کرده اند.

آنروزی که بندهای زیبا و تزئینی دور جعبه ، که آزادی را در بند کرده اند ،

گسیخته و پاره شوند و آزادی از جعبه بیرون بیاید و

آزادی را به بینی و بتوانی حضورش را لمس کنی ،

آنروز بهترین روز زندگی ات خواهد بود .

آیا گمانم درست بود ؟

-----------       ---------
آزاده

خفت به تن ، زَر در بغل

‫آزاده را ، نبوَد عمل

‫آزاد رو ، چون شیر ِ نر

‫از خفت ِ خواهش گذر

‫ -

‫یا سر بلندی ، باشدا انجام  ِ کار

‫یا همچو مردان ، بر بزرگی کارزار

‫گر در رَوَد ، جان از بدن در کارزار

‫صد بار بهتر ، از اسیری در، نزار

آزاده

..

سوز

۲۱ آذر ۱۳۸۸ - 12.12.2009 

نویسنده : س. و. ز : ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

‫آزادی از دید فلسفی و سیاسی

     

    آزادی از دید فلسفی و سیاسی

   ..

 

 آزادی : ‫‫امکان گرفتن تصمیم و انتخاب چیزی ، بدون فشار برای گزیدن آن

 

 از امکانات موجود ، ‫بعنوان آزادی تعریف شده است.

 

 ( اختیار فرد به استفاده ی بدون فشار یکی از امکانات ، از بین شرایط موجود

 

 و تصمیم به انتخاب آن )

 

 ‫آزادی به : ( آزادی مثبت ) استفاده از موقعیت ها و توسعه امکانات و توانائی ها .

 

 ‫آزادی از : ( آزادی منفی ) امکانی یا حالتی که کس دیگری آن حالت و موقعیت را

 

 مزاحم و مانع نباشد. ‫ ( آزادی از تحت فشار بودن ) .

 

 ‫آزادی عقیده : آزادی گفتار و سخن ، ابراز عقیده ، گسترش و توسعه ایده وعقیده ، در کلام ،

 

 نوشته ، ‫عکس و هم چنین استفاده از تمام امکانات موجود برای انتقال آن بدیگران.

 

 آ‫زادی فردی و انسانی : در سال ۱۷۸۹ در فرانسه ، توضیح حقوق انسانی و فردی

 

 بعنوان یکی از متون اصلی دموکراسی‫ و آزادی اعلام شد.

 

 کوروش بزرگ ، در بیش از ۲۵۷۰ سال پیش آزادی : مذهب ، کار ، زبان ، محل اقامت

 

 و محل پرستش را اعلام کرد ، بردگان را آزاد کرد و مقرر کرد :

 

 هیچکس حق ندارد ، کارگری را بزور یا بدون مزد بکار گمارد.

 

‫‫ کورش بزرگ ، اجازه داد مردم پرستشگاه های خود را تعمیر کنند

 

 و به روش و با مراسم خود خدا را به پرستند.‫

 ..

 

سوز

 ‫آزادی        17.03.2008  -  01:25  

نویسنده : س. و. ز : ۱:٥٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم