باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

نوشته 2

 نوشته  2 

 یک دوست وبلاگی نوشته بود:

 قلب من میگه شما از دست من عصبانی هستین...

--------       ---------

نوشتمش ،

شاعر می فرماید:

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد -- طاعت از دست نیاید گُنهی باید کرد.

/ خوشحال هستم از اینکه در دل ِ شما جائی پیدا کرده ام. 

مدتی طولانی هست که با وبلاگ هایمان باهم آشنا شده ایم .

انتظار دارم گاهی بتوانم منظور خودم را به گویم ، اگر چه مخالف منظور شما باشد.

مخالفت با نظر شما ، عزیز ، مخالفت با خودتان نیست .

از خواندن نوشته هاتان خوشم می آید ، دلیلی هم ندارد که همه یه نوشته

هایتان مورد پسند من باشد ، چه بسا بسیاری دیگر ، آن نوشته را پسندیده باشند.

به راهتان به کارتان ادامه بدهید و بنویسید ، حتی اگر خیلی ها خوششان نیاید.

خودتان از آنچه که نوشته اید که خوشتان می آید ، همین بس است. 

همه آزادند که نوشته تان را باز هم بخوانند یا دیگر نخوانند. 

ولی من بازهم نوشته هایتان را می خوانم .

موفق باشید 

..

سوز

۱۹ امرداد ۱۳۸۸ - 10.08.2009

نویسنده : س. و. ز : ٢:٠٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

ا‫نتقاد

انتقاد

‫..

‫یکی از دوستان پس از خواندن وبلاگ فارسی

‫من ، زحمت کشیده و چنین گفته است .

‫البته انتشار گفته های ایشان ، دلیل

‫تأیید آن از جانب من نیست .

‫......... 

‫سعیدا ، جان من ، وارسته ای اما

تو آداب سخندانی نمیدانی

‫گهی نظمی ، گهی نثری ، گهی فارغ ز ِ هر بندی

‫گهی نیما ، گهی حافظ ، تو از سعدی نمیدانی

‫گهی گیری ره جامی ، گهی پو یی ز بسطامی

‫گهی سامی ، گهی تازی ، ز خاقانی نمیدانی

‫به راه شاعران و نغمه پردازان این وادی

‫کنی پشت و زنی بهتان ، تو بدنامی نمیدانی

‫اگر شاعر خوراکش بود نان و اندکی قاتق

‫توانگر هستی و ، درو یش و ناکامی نمیدانی‫

‫کنی تعجیل در این راه پر آشوب و شرمندم

‫که از اول گمانم بود ، ایرانی نمیدانی

‫..

‫رضا

 ‫14.12.2008

نویسنده : س. و. ز : ٧:٠٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم