باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

‫ایرانی

 

‫ایرانی

‫..

‫با هم زبانی صحبت می کردیم ، صحبت افتاد به اصفهان ، و من

‫از شیخ بهائی و هنر ی که او از خود بجای گذاشته است تعریف کردم

‫و بروح پاک آن بزرگ مرد درود فرستادم .

در جا ، اون هم صحبت ، زبان ‫به بدگوئی از آن بزرگ مرد باز کرد .

حرفش را قطع کردم ولی او ادامه داد .

‫گفتم آثار تاریخی از چند صد سال پیش از او بجای مانده است ، منار جنبان ،

‫کاخ چهل ستون ، مسجد شیخ لطف الله ، میدان نقش جهان ، حمام شیخ بهائی .

او می گفت : این ها همه هیچ ، او ( شیخ بهائی ) چرا فرمول حمام شیخ بهائی

‫را به مردم نداد که مردم از آن استفاده کنند ، پس او آدم خوبی نبوده ، بقییه

‫کارهایش هم بدرد نمی خورد .‫ گفتم آقا جان، تو مثل مامور بیگانگان صحبت

می کنی ‫و مانند آنان بر هرچه که برای ما و تاریخ ما افتخار هست ، یک عیبی

می گذاری ‫و از ارزش آن کم می کنی ، مگر تو ایرانی نیستی ؟

.  

‫گفت چرا من ایرانی هستم ، در ایران بدنیا آمده ام و در ایران بزرگ شده ام .

‫گفتم آقا جان ، در ایران بدنیا آمدن دلیل ایرانی بودن تو نیست ، ز یرا که از

‫افتخارات ایران به بدی یاد می کنی ، به زبان فارسی صحبت کردن تو دلیل

‫ایرانی بودن تو نیست ، ز یرا بزرگان تاریخ ایران را به کوچکی یاد می کنی .

‫ایرانی کسی است که به ایران و مفاخر آن افتخار می کند ،

از بزرگان ایران و تاریخ چند هزار ساله آن ‫به خوبی و نیکی یاد می کند .

‫اون پروفسور آرتور پوپ آمریکائی ، یک ایرانی ست که سال ها از عمر

خود را ‫در بازشناسی تاریخ ایران سپری کرده است ، و بعلت علاقه ز یادش

به ایران ‫خواست که در ایران بخاک سپرده شود . پروفسور پوپ و همسرش

" آکِرمان" در کنار ‫زاینده رود بخاک سپرده شده اند .

.  

پروفسور پوپ ، پروفسور " ریچارد فرای" و ‫پروفسور " رومن گیرشمن "

ایرانی هستند که احترام بسیار به تاریخ ‫ایران می گذاشته اند ،

نه توئی که به دانشمندان و افتخارات ایران بد می گوئی .

‫..

‫سوز

 ‫۱۳ بهمن ۱۳۸۷ - ‫ 01.02.2009

نویسنده : س. و. ز : ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم