باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

تنهایی 2

 

تنهایی 2

..

دوستی در وبلاگش نوشته بود:

 آدم بعضی وقتها از زور تنهایی هی باید  نازه کسی رو بکشه که در حالت

عادی آدم حسابش نمیکرده؟

----         ------------

براش نوشتم:

این احساس تنهائی برای بعضی ها ناراحتی و برای بعضی دیگر

نعمت است. مگه نه ؟

وگرنه اونهائی که آدم حساب نمی شدند

نمی توانستند مورد محبت قرار گرفتن را حس به کنند،

حتی اگر این مورد لطف قرار گرفتن از روی سرگرمی آن دیگری

و پُر کردن وقت بی حوصله گی شان باشد.

اما مواظب باشید اگر طرف مقابل به فهمد که این مورد محبت

قرار گرفتن از روی بیکاری یا اینکه همینطوری بوده است،

باحتمال زیاد دل شکسته خواهد شد.

بقول سعدی بزرگوار:

هزار بار اگر طواف کعبه کنی -- نیارزد آنکه بشکنی دلی.

موفق باشید

..

سوز

 ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ - juni.01.2009

نویسنده : س. و. ز : ۱:٥٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

مفید بودن

مفید بودن

..

در وبلاگی نوشته بود....

زیبای غمگین ... قسمت ۳

راه چاره اش  جز خودکشی  برای زیبای غمگین چه میتواند باشد.

------          -------

.... راه چاره ای بنام خود کشی اندیشیده ای ؟؟  

اگر به اینجا رسیده ای که حاضر شده ای از خودت بگذ ری ،

که وجودت ، بودنت ، برای خودت اهمییت ندارد . بدان که

بودن تو ، برای خیلی های دیگر با اهمییت است .

بودن تو ، برای آنها ، امید است ، زندگی است .

تو با بودنت و انجام کارهایی برای دیگران ، می توانی مفید باشی .

این جسم ، این روح ، که چندین سال زحمت پدر و مادر باینجایش

رسانده است ، با ارزش است ، تو با دیدن ناملایمات و رنجش زندگی

نمی بایست آن همه ارزش را نابود کنی .

خودت را در بست ، در خدمت برای دیگران قرار بده ،  

تو دیگر نیستی ، یا برای خودت نیستی .

برای کم کردن مشکلات دیگری تلاش کن....

از نظافت و رو براه کردن خانه ای که شاید مادر ندارد ، تا

کمک و همراهی به پیرمردی ، پیرزنی که هم صحبت میخواهد

و یا کمک برای انجام کارهای روزانه اش لازم دارد.

چنین می توانی خود را و رنجش و ناملایمات زندگی خود را ،

در خدمت بدیگران فراموش کنی ، و می بینی ، احساس 

قدردانی و تشکر آنها چه به زبان و چه با نگاه و حرکاتشان ،

امیدی و مفهومی زیبا به ادامه یه زندگی ات می دهد .

..

سوز

16:40 07.17.2008 

نویسنده : س. و. ز : ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

تنهائی

 

تنهائی

..

در تنهائی شناورم ، دست و پا میزنم و سختی یه آن نگرانم میکند .

نه تنها نیستم ، چپ و راست و جلو و پشت من هم دیگران شناورند .

من با تلاش و کوشش خودم باید جلو بروم ،

درست است که فامیل و دوستان در کنارم هستند .

ولی هر کدام هم باید تلاش خود را داشته باشند که جلوبروند.

ساحل دور است ، ساحل دیده میشود ، اما باید تا آنجا کوشید.

        " این دریای اجتماع ما هست "

هرکسی باید سعی و تلاش اجتماعی یه خودش را بکند ،

برای پیشبرد زندگی ، حتی با ساده ترین فرم آن.

اگر کسی با رفتار تند و خشن و بی ادبانه و خودخواهانه 

با اطرافیانش در تماس باشد ، آیا مورد توجه است ؟  نه ،

همه او را ترک میکنند و تنها می گذارند . حتی فرزندان و همسر هم

مایل نیستند فاصله شان را با او کم کنند و از او دوری می گزینند ،

و یا اینکه با بی میلی کاری برایش میکنند.

چون هیچکس ، هیچکس مایل نیست مورد بی احترامی قرار بگیرد

و حقیر انگاشته شود ، و بازهم جلو بیاید و بشما خدمت بکند

( بگذریم از مواردی که شخص از روی ناچاری و اضطرار ،

با نارضایتی درونی و با بی میلی یا فرصت طلبانه و سود جویانه ، 

ولی اجباراً ظاهری خدمت کننده دارد ).

با احترام بدیگران ، با صرف وقت برای خدمت بدیگران ،

شما مورد توجه قرار میگیرید.

با محبت بدیگران شما موجودیت آنها را تأیید کرده اید و آنها را لایق و

مناسب ِ این دوست داشتن یا این خدمت دانسته اید. درآن زمان می بینید

که تنها نیستید ، کسانی را دارید که برای ایشان فکرتان مشغول است و

هدفی دارید که در روز و شب برای آن در فکر و تلاش باشید ،

پس شما تنها نیستید.

..

سوز

13:20  14.09.2008

نویسنده : س. و. ز : ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم