باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

تفاوت ‌ها

تفاوت ‌ها

..

دوستی در وبلاگش نوشته بود:

"کاش می شد زمان رو در شیرین ترین قسمت زندگی متوقف کرد"

‫..

تشخیص ما از زندگی در مقایسه کردن تفاوت هاست.

اگر چیزی همواره آنچنان باشد که همیشه هست متوجه حضور آن نمی شویم.

همانطور که هوا همیشه در اطراف بشر بوده و بدون وجود آن نمی شد

یک دقیقه زندگی کرد، ولی هزاران سال آن را لمس می کردیم ولی

آنرا درک نمی کردیم. انسان وجود هوا و اهمیت وجود آن را نمی دانست.

ولی خورشید و نبود آن را کاملاً حس می کرد، چون وجودش روشنائی بود و

نبودش تاریکی و آندو را با هم ‫مقایسه می کرد.

وقتی هم زمان را در شیرین ترین قسمت آن متوقف توانیم کرد، دیگر

از نبود شیرینی ها دلگیر نیستیم و از بدست آمدن شیرینی ها احساس

دریافت نداریم تا از بدست آوردن آن خوشحال باشیم.

زندگی با کم و کاستی هایش زیباست و امیدواری همیشه این است

که ایکاش همیشه فقط زیبائی ها باشد.

..

سوز

19 اردیبهشت 1388 - 19.05.2009

نویسنده : س. و. ز : ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

‫شرایط

 

‫‫شرایط

‫..

‫برای انجام کاری یا استفاده از چیزی باید شرایط آن مهیا باشد.

‫دو نفر با هم صحبت می کردند ، اولی می گفت: بعضی ها از

‫عقلشون ‫استفاده نمی کنند و فکر نمی کنند تا یک کاری را

‫درست انجام بدهند. ‫دومی بشوخی گفت:

‫باید یکی عقل داشته باشد که بتواند از آن استفاده ‫کند.

‫بعد ادامه داد ، واقعا باید دید یکی هم که عقل دارد

‫آیا بلد هست از ‫عقل خود به موقع استفاده کند؟

‫شرایط مختلفی برای استفاده از چیزی وجود دارد:

‫۱ − اول باید شخصی چیزی داشته باشد که بتواند از آن استفاده کند.

‫۲ − آن چیزی را که دارد ، آیا بلد هست یا می داند که چطور از آن استفاده کند؟

‫۳ − اگر بلد هستند که چطور استفاده کنند ، آیا شرایط استفاده از آن مهیا هست؟

‫۴ − آیا میل به استفاده از آن وجود دارد ، با توجه به شرایط شخص یا شرایط محیط

‫ و با فکر به زحماتی که برای استفاده از آن چیز وجود دارد ، آیا باز هم به زحمتش

‫ می ارزد که از آن چیز استفاده کرد؟

‫۵ − آیا مانع ها و مشکل هائی که سر راه ِ استفاده از این چیز بوجود می آید یا

‫ می آورند قابل رفع کردن هست که بتوان از آن چیز استفاده کرد؟

‫..

‫سوز

 ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ − 10.06.2009

نویسنده : س. و. ز : ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

‫‫نوشته

‫‫نوشته

‫..

شاید نوشتن، مانند نشخوار کردن بعضی حیوانات است، که علف های با عجله

خورده شده را بالا می آورند تا خوب به جو ند که قابل هضم باشد.

نوشتن ما هم، بازنویسی لغات و کلماتی است که از تصاویر بر ما گذشته یا شنیده

های در ذهن مانده است. صحنه هائی که دیده ایم، برداشت های ما از آن ها،

آنچه را شنیده ایم و تعبیر ما از آنها، میشود عقیده ما، نظر ما، و نو شته یه ما.

ما آن ها را از بایگانی خاطره، به ذهن فعال و حاضر می آوریم، به آن ها نظم می

دهیم، با پس و پیش کردن آن ها و چیدمان، مرتب شان می کنیم، تا بصورت قابل

فهم و دریافت راحت و سریع برای خواندن و فهمیدن خودمان باشد. آن وقت این

رضایت خاطر فراهم می شود که حالا باین صورت "نوشته" مورد پسند مان هست.

..

‫سوز

 شنبه 19 اردیبهشت1388 − 09.05.2009

نویسنده : س. و. ز : ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

تصادفات در جاده ها

 

تصادفات در جاده ها

..

یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود

چند روز پیش با خواندن خبر بازتاب در باره کشته شدن 40 نفر

از زائران عتبات عالیات در تصادفی خونبار و جانخراش در کرمانشاه،

تنم لرزید و به خود آمدم و با خود گفتم که ای دل غافل چه نشسته ای

که ظاهرا در داشتن جان هم قرار است صرفه جویی شود.

 --------

درود

‫‫‫‫شاید مشکل در اینجاست که مسئولان آنقدر کار و گرفتاری دارند که

‫‫فرصت نمی کنند به این جور کارهای پیش پا افتاده که اصلاح جاده ها

‫‫و کم کردن تصادفات در ‫جاده ها باشد، برسند. و تازه هزینه این کار ها

‫‫هم مزید بر علت است. آنها هزینه های واجب تری دارند. مثلا به دو‌تا ‫کشور

‫خارجی به هر کدام یک میلیارد دلار داده اند، برای برادران مسلمان در غزه

‫‫ده هزار خانه می‌ سازند، و قول بازسازی مجلس غزه را به آنها داده اند.

‫‫و از این جور مخارج در خیلی از کشور های دیگر هم دارند که فکر و سرمایه

‫‫را جای دیگر مشغول می کند. بنابراین این جور مسائل داخلی در مرحله دوم

‫‫قرار دارد و شاید بعداً به آن ها هم برسند.

‫‫موفق باشید

‫‫‫بدرود

..

   سوز  

  ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ - 11.05.2009  

نویسنده : س. و. ز : ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

‫‫‫جهان

 ‫‫‫جهان

.‫‫.

‫سفر کردن با اندیشه و تصور چه ‫سر یع است و آسان است.

‫‫شاید بتوان گفت سر یعتر ین وسیله سفر و جابجائی همین تصور است که

‫‫در یک لحظه میلیون ها سال نوری را طی می کند. و ما را از این سر

به آنسر دنیا می برد. ‫‫با یافته های جدید امروزی، با مشاهدات عکس های

کهکشان ها و ستاره های دوور، ‫‫عمر جهان را به سیزده و اندی میلیارد

سال نوری تخمین زده اند.

‫یعنی اگر از ‫امروز با سرعت نور حرکت کنیم و در زمان به عقب برگردیم،

سیزده و اندی ‫‫سال نوری طول ‫میکشد که به *بیگ بنگ* یا انفجار بزرگ

یا شروع پیدایش جهان امروز ‫‫به رسیم.

٭نور در هر ثانیه سیصد هزار کیلومتر سرعت دارد٭

.‫

‫‫‫حالا آیا چقدر طول کشیده است که این همه کهکشان ها وسحابی ها و

ستاره ها بدور ‫‫نقطه یه انفجار بزرگ جمع شده اند، معلوم نیست.

.  

‫‫می گویند در اثر جمع شدن این مقدار ماده که در جهان است،

در یک نقطه، آنچنان ‫‫فشار و گرمایی بوجود آمده که باعث شده

که انفجار بزرگ پدید آمده است.

و از آنزمان ‫‫تا بحال جهان در حال گسترش است. یعنی همه یه کهکشان ها

وسحابی ها و کرات داخل ‫‫آنها، همه دارند از همدیگر دور می شوند

و باصطلاح جهان در حال انبساط و بزرگتر شدن است.

 .

‫‫با دانش امروز، مواد مختلف موجود در طبیعت را با مشخصات و

اجزای ثابت تعیین کرده اند. ‫‫یعنی هر جسمی را، هر ماده ای را تشکیل شده

از یک مرکز اتم و الکترون یا الکترون های ‫‫اطراف میدانند.

به نسبت سبکی و سنگینی مواد، پروتون و نوترون کمتر یا بیشتری دارند

‫‫و به همان تعداد هم الکترون اطراف آنها می چرخند.

.

‫‫ما همچنان در مسافربر اندیشه و تصور نشسته ایم و

بداخل اتم سفر می کنیم و آنها را بررسی می کنیم.

.

‫‫به نظر می رسد نوع پروتون، نوترون و الکترون ِ مواد مختلفی مثل: هیدرژن

و کربن و آهن ‫‫همه دارای یک جنس هستند و نباید فرقی با هم داشته باشند.

و فقط تفاوت تعداد آنهاست که خاصییت ‫‫و شرایط آنها را با هم متفاوت می کند.

‫‫آیا جنس و مشخصات پروتون با نوترون فرق می کند؟

شاید و یا باید چنین باشد.

‫‫چون نوترون سنگینی یه اتم را تشکیل می دهد ، ولی پروتون نه.

‫‫جنس بار الکتریکی ِ نوترون خنثی هست، ‫ولی پروتون مثبت است.

‫‫جنس الکترون بسیار سبک است و بار منفی دارد.

‫‫پس تا اینجا سه جور جنس مختلف داریم

‫‫.

‫‫حالا یک چهره یه چهارم هم خود را نشان می دهد و آن نیروی

‫‫جاذبه هسته اتم است.

‫‫این مجموعه سه تایی با هم یک رابطه یه کشش و گریز دارند.

‫‫در این رابطه هسته مرکزی، نیروی جاذب دارد و الکترون را

‫‫مهار کرده است و نمی گذارد از حوزه جاذبه مرکز دور شود.

   .

‫این چه نیروئی است و از چه چیزی تشکیل شده است که الکترون

‫را با آن سرعت نزدیک به سرعت نور و با وزن اندکش می تواند

‫همواره بدور خود نگهدارد و نگذارد از این مدار خارج شود.

 .

‫یک پدیده یا نیروی پنجم هم در این جا نمایان می شود و آن نیروی

‫اولیه ای است که این الکترون را بگردش وا داشته است و هم چنان به

‫گردش آن تداوم می بخشد. آن چه نیروئی هست و از کجا ادامه دارد؟

‫.

‫فرض کنید در یک چمنزار وسیع که دور و برتان هم کسی نیست، یک

‫سنگ را به یک نخ کلفت می بندید و گره می زنید که سنگ از نخ رها نشود.

‫و سر دیگر نخ را بدست می گیرید و شروع می کنید آن سنگ و نخ را بدور

‫سر خود به چرخانید. خوب حالا با تمام قدرت خود سعی می کنید این سنگ،

‫با نخ بسته به آن را دور سرتان بچرخانید. بعد از چند دقیقه خسته می شوید

‫و کم کم گردش سنگ را بدور خود آهسته می کنید و سنگ و طناب را با

‫احتیاط از حرکت باز می دارید و آنرا بزمین می گذارید.

‫در شکلی که از این گردش بیضی وار، سنگ و نخ بدور شما دیده می شود.

‫نخ رابط بین شما و سنگ را می شود نیروی جاذبه تصور کرد که مانع

‫فرار سنگ از مدار دور سرتان می شود، و همیشه آنرا در فاصله ای معین

‫(طول نخ) در اطراف شما نگهمیدارد. ( چهارم)

‫نیروی محرک چرخاننده و به سرعت رساندن آن سنگ شما بودید که بعد از

‫مدت کوتاهی انرژی تان تمام شد، ولی نیروی یه گردش دهنده یه الکترون

(سنگ) ‫میلیون ها سال است که آنرا همچنان در گردش نگاه داشته است. (پنجم)

‫اگر این نیرو برای ِ ادامه یه چرخش الکترون نبود که الکترون از مدار گردش

‫خود به سوی مرکز جذب می شد و دیگر اتمی به شکل قبلی وجود نداشت.

 .

‫این پنج پدیده و انرژی یا وضعییت را چگونه می توان توجیه کرد؟‫

− ‫در مرکز ِ اتم: پروتون ، نوترون

‫− در مدار ِ اتم: الکترون

− جاذبه مرکزی، که الکترون را دائم بطرف خود می کشاند

‫− انرژی محرک و به دَوَران آورنده یه دائم الکترون

‫.

‫چون بنیان و اجزاء تشکیل دهنده یه تمام موادی که ما می شناسیم،

‫از این یا با این پنج جنس و انرژی ساخته شده اند، می توان گفت:

‫تمام هستی که ما می شناسیم با این پنج حالت یا موضوع سرو کار دارند.

 . 

‫چه کسی می تواند با توضیحی بیشتر و ساده تر و بهتر، 

در این زمینه کمک باشد؟

‫..

‫سوز

‫۲۰ اسفند ۱۳۸۷ − 10.03.2009 ,

 ۰۵ فروردین ۱۳۸۸ − 25.03.2009 

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

خط فارسی

اصلاح خط فارسی 

..

 

 

 

یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود بهتر است خط فارسی را عوض کنیم.

برایش نوشتم:

درود

خط فعلی فارسی را می توان با کمی اصلاح و اضافه کردن حروف باصدا به آن،

قوی در تلفظ کلمات و کافی در درست خوانی کرد.

به این صورت نوشته های بی نظیر به زبان فارسی از هزار سال پیش به

اینطرف هم قابل استفاده برای همه هست، و هم خط زیبای فارسی با نوشته های

بسیار زیبای نستعلیق و نسخ و شکسته را میتوان استفاده کرد.

 

برای " حذف " حروفی با صدای مشابه برای فارسی زبانان هم می توان

به تدریج به نقطه ای از توافق ضمنی رسید.

موقع نوشتن ما دقت می کنیم، یا از ما خواسته شده است و ما عادت کرده ایم

که لغات را مثل عربی درست به نویسم، ولی آنها را درست نمی خوانیم .

ما حلول سال نو را مانند  گفتن "هلو"، هلول سال نو می گوئیم

و مثل عرب ها از ته گلو " حلول " نمی گوئیم. یا حلوا، احوال.

باین صورت هم با " س" عمل می کنیم و مثل تلفظ عرب ها،

"ث، ص، س" را متفاوت بر زبان نمی آوریم. 

با " ز " هم همینطور، و تفاوتی بین تلفظ حروف: " ز - ض - ظ - ذ "

را نمی توان  در گفتار یک فارسی زبان از هم تشخیص داد.

 

مهمتر ین و سریعترین اقدام، تعیین حروف با صدا

برای همین نوشتار فارسی هست.

برای گویا تر و خوانا تر کردن و کمترین تغییر در خط فارسی، مثلا ً: 

می توان  با اضافه کردن یک نقطه، تفاوت بین این حروف "o ، ‫oo ، ‫w" 

را برای " و" مشخص کرد:

یک نقطه بالای  " ‫‫وْ "  صدای  v میدهد . ( ‫وْسیله  -  vasile)

دوتا "وو" صدای "‫oo" میدهد.   (تووپ - toop)

"و" تنها صدای "o" میدهد.  (بوزورگ - bozorg ، تو- to )

سه نقطه بالای " ‫وّ " صدای "ow" میدهد.  (تولید - towlid)

 آی با کلاه " آ " صدای "aa" میدهد و همیشه برای "aa" استفاده شود.

حرف " ا " الف یا " آ " بی کلاه همه جا بصورت

" ا َ " (است - اسب - افزآر) و

" ها " ی آخر: فرشته، تشنه، بصورت تکی یا چسبیده،

همه جا بعنوان "‫e" استفاده شود.

و حرف ی را برای "ی" مثل (یه ک ، یک ـــــــ ‫په یک ، پیک).

حرف ی نقطه دار، برای " ی" مثل ( نیما ، نی ما ـــــ شیوا ، شی وآ )  را

می توان بکار برد.

تا نظر صاحب نظران و زبانشناسان چه باشد.

..

سوز

 ۱۷ فروردین ۱۳۸۸  -  06.03.2009 

نویسنده : س. و. ز : ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

گناه

  

گناه 

..

یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود:

چقدر گناه کردم

از لذت بردن از این همه زیبایی

؟

---  ----

لذت بردن یکی از گونه های ستایش از خلقت و خالق بی همتاست.

خود خداوند وقتی انسان راخلق کرد از کار خود لذت برده‫ و گفته است:

فتبارک ال..  احسن الخالقین .

احساس گناه داشتن ، برای لذت بردن از زیبائی ها بی توجهی به خلقت

و ناشکری نسبت به خالق آنهاست.

‫آیا خداوند گل ها و پرنده های زیبا را برای چه کسی خلق کرده است.

‫همه را برای بشر آفر یده و انسان را بعنوان اشرف مخلوقات نام نهاده است.

‫و این زیبائی ها را دلیل بر بزرگی خود قرار داده است که آنها را به بینید و

‫بر سازنده یه آنها و هنرش سپاسگزار باشید.

..

سوز

 ۱۲ اسفند ۱۳۸۷   02.03.2009

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

دنیا

 

دنیا 

..

احمد بایرام اوقلو می گوید : " همه دنیا مال من "

---      ---

من هم جزو همه یه دنیا هستم

تو هم جزو همه یه دنیا هستی

پس من مال تو ، و تو ، مال من هستی

پس همه یه ما ، مال همدیگر هستیم

..

سوز

 ۱۳ دی ۱۳۸۷   02.01.2009

نویسنده : س. و. ز : ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

‫اوباما 2 - 2009 Obama

‫اوباما 2

‫..

‫در نگاهی کوتاه به مسیر و تحولات رسیدن اوباما به

‫ریاست جمهوری ، د یده می شود ، چهار پنج سال پیش ،

‫بطور اتفاقی ، یک ‫سناتور ، از " انتخاب شدن مجدد " به سناتوری

‫منصرف میشود . و چند نفر از سناتور های دیگر بطور متحد می گو یند :

اوباما خودش را کاندید کند و بلافاصله با انتخاب او موافقت میشود

‫و ایشان به عضویت سنا ، پذیرفته می شود .

‫و گرنه جای خالی برای ‫عضویت ایشان وجود نداشت ،

‫و معلوم نبود که آیا باین زودی ها بتواند شانس

‫انتخاب شدن در سنا را داشته باشد .

‫و او در عرض چهار سال بسرعت برق و باد ‫پله های ترقی را بالا رفت ،

‫تا کاند ید شدن برای ریاست جمهوری .

‫و ... بطور اتفاقی از چهار پنج سال پیش.....

‫شرکت هایی با هم آهنگی نا نوشته شروع می کنند به

‫کاری یکسان انجام دادن و وام های بدون پشتوانه برا ی خرید خانه به مردم

‫میدهند و بعد این مشتری ها را به بانک ها می فروشند و حق و حساب

‫خودشان را می گیرند و کنار می روند .

‫و میمانند بانک ها و مشتریان بی پشتوانه یه مالی .

‫گویا این وام گستری های بی قاعده و نا اصولی فقط برای خرید خانه

‫داده نشده و در زمینه های مختلف بوده است .

‫این شرکت های معتبر نما ، توسط نفوذ و دوستانی که در اطراف دنیا

‫داشتند ، بانک های مختلف از سراسر دنیا را هم به این معامله ها

‫تشویق و یا به نحوی راضی می کردند .

‫با جمع سر انگشتی ، بدهی کشور های مختلف جهان به مبلغی ‫حدود

‫پنج هزار میلیارد دلار می رسد . یعنی پنچ با دوازده تا صفر جلویش .

‫این پول ها کجاست ؟

‫حالا بفرض حالت بازار کاذب ، باعث بالا بودن این مبلغ شده است ولی

بیش از ‫نصف بیشتر این پول که واقعی است .

‫حالا باید منتظر بود و دید که برای این سناتور جوان با ایده های عالی

‫و شور انقلابی ، با سیمای جالب و صدای گیرا و کاراکتر خوب ،

‫چه آشی پخته اند و چه چیز هایی را می خواهند سر ِ او خراب کنند یا

‫چه نشدن هایی را بپای او بنویسند .

‫..

‫سوز

‫سوم بهمن ۱۳۸۷ - ‫22.01.2009 

نویسنده : س. و. ز : ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

‫اوباما 2009 Obama

‫اوباما

..

‫آمادگی برای انتقال ریاست جمهوری از بوش به اوباما با شور

‫و هیجان ز یاده از حد دنبال میشود . در خیلی از کشورهای

‫جهان بحث و صحبت های خیلی ز یادی هر روز مردم را مشغول

‫ این انتخابات  می کند.

‫این پیشواز رفتن برای انتقال ر یاست جمهوری در هیچ

‫دوره ای سابقه نداشته و به این مفصلی هم نبوده است؟

تبلیغات شدیدی است که انتخاب یک رییس جمهور

‫افر یقایی‫ تبار و تیره پوست نشان یک دموکراسی کامل است

‫که در واقع چنین هم هست ، ولی نه با اینهمه سرو صدا ،

‫یکجای کار ایراد دارد !!

ادامه مطلب ....

....

سوز

19.01.2009

ادامه مطلب
نویسنده : س. و. ز : ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

احساس

 احساس

..

نوشته ای

" همیشه خیابانی هست که مرا بسمت دریا ببرد . "
---
می نویسم

همیشه عشقی هست که مرا بسمت رویا ببرد .

درون پوستین گرم عشق که مرا چشم پوشیده بسویی می کشاند ،

خود را رها شده و شاد حس می کنم ، دوست دارم

وقتی ‫چشم باز می کنم ،

خود را در جایی به بینم که زیبا تر از ‫آنست که تصور می کردم .

دوست دارم درون این فضایی که عشق می نامندش ،

خود را آنچنان مطمئن و راحت حس کنم

که فقط به دوست داشتن و دوست داشته شدن فکر کنم ،

دوست دارم فکر کنم آنقدر  ،

دوست داشته می شوم که نمی توانستم تصور کنم .

و وقتی بزرگی و فراوانی دوست داشته شدنم را به بینم ،

تعجب کنم ، که ، یعنی عشق  اینقدر دوست داشتنی هست ؟

اون و قت به فکر بیافتم ، که یعنی میشود اینقدر دوست داشت ؟

و وقتی بخودم قبولاندم که ، آره .... ، اون وقت بخودم مطمئن می شوم

از زندگی راضی می شوم ، همه چیز دنیا برایم زیبا می نماید .

دوست دارنده ام را دوست دارم ،

از گر به ای که از روی دیوار حیاط رد می شود خوشم می آید ،

راه رفتن آن برایم موزون است .

لطافت هوا دل انگیز است ،

روشنایی روز شیری رنگ و در خاطر ماندنی است.

گویی ا ز پشت سرم ، موسیقی ملایم و خیال انگیر ، دمنده یه رویا

و زیبایی ها نواخته میشود .

دوست دارم همه اش همیین جوری بماند ، اما با تردید این آرزو را دارم .


این تردیدم را بشکن ، مرا امیدواری ده که همیشه می تواند ‫چنین بماند.

زندگی زیباست ای زیبا پسند  -- زنده اندیشان به زیبایی رسند . ( ه.ا. سایه )

..

سوز

01:30  -  23.10.2008

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

حقوق بشر ‫

 حقوق بشر

‫..

‫روز پر افتخار ، روز کوروش و نامیده شدن آن روز بنام " کوروش کبیر "

بسی افتخار ومباهات برای هر ایرانی است.

‫چنین فکر بشر دوستانه ای ، چنیین رعایت حال انسان های دیگر ،

‫آزادی دین ومذهب ، آزادی کار ، آزادی محل زندگی ، آزادی انسان ها

‫و منع بردگی، دستور باینکه کسی حق ندارد، دیگری را بزور وادار بکار کند.

‫اینها‫ نشانه های روح بشر دوستانه و انسانی " کوروش کبیر " است .

‫این نوشته ها در منشور کوروش بزرگ آمده است که حدود۱۸۸۲ م. در

بابل عراق پیدا شده و چند سال بعد بزبان امروزی ترجمه شد.

 

‫در سال ۱۲۱۵ م. مردم انگلستان یا اشراف انگلستان که بنوعی

مردم انگلستان بودند، ‫پادشاهشان را وادار کردند ، مفاد موافقت نامه ای را

برای رعایت حقوق سایرین ‫امضاء کند که از آن زمان ، بعنوان

اولین اعلامیه حقوق بشر نامیده میشد. از ‫حدود هشتصد سال پیش .

 

‫اینجا تفاوت بین یک پادشاه بسیار والامقام مانند " کوروش کبیر " است ، 

که آزادی فردی و اجتماعی به مردم میدهد.

و ‫افرادی از مردم جامعه که پادشاهشان را وادار می کنند که این آزادی ها

را بآنان بدهد و حقوق آنان را رعایت کند.

 

‫در یکجا ، یک پادشاه با اندیشه و فکر تابناک خود برای مردم ، آزادی ها یی 

فردی و اجتماعی ‫مشخص می کند و بحق می توان امروز ، بعنوان : 

اولین اعلامیه حقوق بشر ، بآن نام داد .

 

‫در جای دیگر " مردمی " در یک کشور می خواهند که پادشاه

حقوق مساوی  را ، ‫در مورد مردم رعایت کند و او را بامضای ورقه 

" آزادی حقوق مردم " وادار می کنند .

 

بیایید بنام و به یاد ، مردی‫ جهانی " کوروش کبیر " روحیه مردمان

۱۲۱۵ م. انگلیسی را پیدا کنیم ‫و همگی ‫مان ، بخواهیم که :

حقوق انسانی و اجتماعی و حقوق بشر

که ما میخواهیم ، در مورد ما باید رعایت شود .

..

21.10.2008

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فرمان کبیر (به انگلیسی: Magna Carta، تلفظ: مانیا کارتا) که مگنا کارتا نیز نامیده می‌شود، فرمانی است که اختیارات پادشاه انگلستان را محدود می‌کرد.در سال ۱۲۱۵ اشراف انگلستان که از پادشاه به خشم آمده بودند، پادشاه، پرنس جان را وادار کردند تا فرمان کبیر را در ۱۵ ژوئن ۱۲۱۵ امضا کند. در واقع جان انگلستان[۱] از اشراف مالیات زیادی درخواست کرده بود و این فرمان بیان می‌کرد که حتی پادشاه نیز مشمول قانون شده و باید از آن اطاعت کند. اما به مرور زمان، این فرمان به صورت پایه‌ای حقوقی برای همه شهروندان درآمد.

 

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

1+1=1

1+1=1 

..

بنظرم رسید یک با‌ضافه یه یک با ضافه یه دو میشو‌د مساو‌ی یک

مثل: یک دهان با یک بینی با دو گوش با دو چشم مساوی یک سر

یک سر با یک گردن با دودست با دو پا مساوی یک آدم

میلیون ها آدم با میلیون ها متر زمین مساوی یک کشور

چندین وزیر با یک نخست وزیر میشود مساوی یه یک دولت

اصولا و کوچکترین چیزها :

یک الکترون با یک پروتون با یک نوترون باضافه یه نیروی یه

جاذبه بین مرکز و الکترون اطرافش میشود مساوی یک اتم.

و شاید بتوان گفت که :

اصلا یک به تنهایی و بعنوان یک وجود ندارد ،

یا تا بحال بشر چیزی بعنوان یک و بمعنای یک را نشناخته

و با آن آشنا نشده است که فقط یک باشد.

آیا الکترون به تنهایی وجود دارد ، آیا یک نوترون و یک پروتون

به تنهایی وجود دارد ؟ اگر نه چرا ؟

آیا چیزی هست که الکترون یا نوترون و پروتون از آن ساخته

شده است ؟ و اگر بله ، جنس آن از چیست؟

چه چیزی نیروی یه اولیه را به الکترون داده که با سرعتی

نزدیک به سرعت نور دور پروتون و نوترون بچرخد ؟ و چه

نیرو‌ یی این جاذبه را دارد که ، آن نیروی یه جنبشی و

فرار از مرکز ‫‫الکترون را خنثی کند

و هم چنان الکترون را دور مدار خودش نگهدارد ؟

،، یک ،، یک چیزی هست !! ؟؟

..

‫‫سوز

17.12.2006 - 23.08.2008


نویسنده : س. و. ز : ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

‫پنجره

 
‫پنجره
.. 
‫تمر ین اشعار نو :
‫احساس در بی احساسی ، مفهوم در گنگی ،
‫آسمان ر یسمان ، مفهوم یابی در کلمات و جملات نامفهوم ،
‫اشعاری که بدون قافیه ، بدون وزن و بدون ارتباط ، دو جمله
‫پشت سرهم نوشته شده اند و باید از خودت احساسی
‫برای آن پیدا کنی یا ابداع کنی ، و فکر کنی که چیزی باید
‫ازین نوشته ها فهمید .
‫یا باید از ‫درون جملات و یا کلماتی که از اول ، وسط و آخر
‫یک صفحه ای ، در یک سطر و کنار هم ‫گذاشته شده اند ،
‫احساسی بهت دست بدهد و تصوری برایت پیدا شود
‫که احساس لطیف و شاعرانه داشته باشی.
- - - - - -
‫پنجره خاموش
‫هوا دلگیر
‫چراغ در سکوت
‫−
‫پنجره باز
‫نسیم جنگل
‫صدای شغال
‫−
‫کبر یت مرطوب
‫شمع نخ کوتاه
‫کوشش بی فرجام
‫−
‫دختر همسایه
‫کاسه یه آش در سینی
‫نذری یه مادر
‫−
‫بوی سیر داغ پیاز داغ
‫فانوس در دست
‫چار چوب در ِ اتاق
‫−
‫حرمت مسافر مهمان
‫چشمها پرسان
‫سؤال و صدا لرزان
‫−
‫سینی یه آش روی زمین
‫بخار و بوی آش رو به هوا
‫دخترک توی حیاط سوی مادر
‫−
‫فانوس در کف اتاق
‫آش در کام
‫پنجره روشن
‫−
..

‫مثل اینکه زیاد هم بی مفهوم نشد ؟ هان ؟
..
سوز
‫01:20, 00:30 25.06.2008
نویسنده : س. و. ز : ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

اندیشه

 

    اندیشه

..

صدا یه اندیشه ات را میتوان بر روی کاغذ دید ،

و آنرا از راه ‫چشم به گوش خود شنوانید‎.‎

تصو یر افکارت را میتوان از نوشته یه شعرت خواند و 

برایه بازسازی یه تصویر ، ‏به ذهن سپرد و آنرا تماشا کرد‎.‎

وقتی کلماتت این تصویر و صدا را در 

ذهن و گو ش بازسازی کردند ،

زیبائی کلمات سازنده یه آن ، ارزش والائی پیدا میکنند.

این صدا و تصویر را تداوم به بخش‎.‎

..

سوز 

 18:40 - 02.06.2008 

نویسنده : س. و. ز : ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

تلاش

 

تلاش

 ..

هوشنگ عزیز

‫بهار شعرت رادوباره آغاز کن ، بهار ِ‌ زمان ، خود بخود دوباره آغاز میشود .

‫و تو بهار شعرت را از نو شکوفه اش ده .

‫شاخه های اسیر باد شده یه پائیز و برگ از دست داده و در بی برگی‫زمستان

و سرمای آن ، چوب خشکیده و شکننده شده ،

در بهار، خود ‫را نشان میدهند و با عرضه یه شکوفه هایه نو،

سردی یه زمستان ‫و محدودیت هایش را به خنده یه شکوفه

هاشان به مسخره می گیرند .

‫با عطر گلهاشان تلاش جدید خود را در زندگی جشن میگیرند

و بما نشاط  و ‫تازگی القا ء می کنند .

‫از اینکه کاری بتوانم کرد که موجب شادی و سرور ِ غم ، بشوم ، بسیار

‫خود را شاد خواهم یافت.

‫غم ، نبود شادی است .

غم نبود تحرک و سازندگی است.

‫غم ، نبود امید است.

‫با ساختن شعر جدید ، اطرافت را پر کن ،

دنیا و فضای غم را پس بزن ،

‫هرچه بیشتر شعر و سروده و نوشته یه جدید وارد روز و شبت

کنی ، جای ‫غم تنگتر میشود .

‫پُر کن روزت را به شعر و ساختن بناهای یه کلامی

وز ینت ‫های تمثیلی اش

‫در بایگانی یه اندیشه ات ، کلامی و یا ایده ای از چیزی بنظرت میرسد ،

‫آنرا نگهدار ، سعی کن این علامت را بگیری . آنرا بطرف کاغذ بکشانی،

‫می بینی مانند طنابی که یکسر آن در دست توست و بقییه

در بایگانی مغزت ‫قرار دارد ، هر چه میروی همچنان با تو می آید.

 .

‫خود را وقف پیدا کردن و پیاده کردن ایده هایت از گوشه های

تفکر گاه ذهن ‫عاشق وشاعرانه ات نما.

‫خوشحال میشوم بزودی از نوشته های جدیدت خبر

داشته باشم و لذت ببرم.

‫آنچه بنظرت زیبا می آید و بیان کردنی است ، بنویس .

‫هر نوشته ای که چیزی برای گفتن دارد ،

خواننده یه خود را پیدا میکند.

‫آنکه سروده و نوشته تو را نمی پسندد ، خوب نخواند ،

مجبور که نیست ،

‫شاید چون مثل تو نمیتواند ، آنچه در درونش میجوشد

بروی کاغذ بیاورد ، ‫و شاید اصلاً چیزی ندارد که بیان کند

و این کمبود را با حقیر نشان دادن ‫تو میخواهد جبران کند.

خودش نمی تواند بالا باشد ، بالا بودن تو را بی

‫ارزش وانمود میکند که خود را هم سطح تو بیانگارد.

 .

‫ولی بخودت بگو ، ماه نور افشاند و سگ عو عو کند .

.. 

سوز 

تلاش 

 25.05.2008 18:30

 

نویسنده : س. و. ز : ۸:٠٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

‫‫دلیل

     

‫دلیل

آره عزیز ، جونم واست بگه

‫خیلی چیز ها هست که آدم میدونه و ، میبینه که درست فکر میکرده

و شواهد و نتیجیه کار ، رو هم میبینه که دلیل انجام اون عمل بوده است.

یعنی در اثر انجام چنین کاری هست که چنین نتیجه ای میدهد اما

براش دلیلی ، یا مدرکی نداره . اگه بخواهد با حرف و استدلال هم اون رو

ثابت کنه . چون به نفع طرف نیست که قبول کنه ، شروع میکنه به استدلال

و انکار ، که تو در اشتباه هستی و خیال میکنی. و یا با تمسخر میگه که

این هم شد دلیل ، این ها یک فکر هایی هست که تو پیش خودت فکر کردی

و هیچ دلیلی که ثابت کنه حرفت درسته در دست نیست .

‫اونموقع هست که یا کوتاه میا ی ، یا خودت را به اون راه  میزنی

تا از دردسر فرار کنی.

..

سوز 

09.01.2008     02:10               

نویسنده : س. و. ز : ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

راز‫

 

راز

—-

حافظا باز بگو ، با من از این راز بگو

حافظ طناز بگو ، حافظ ْ‌ دل باز‌ ْ بگو

‌(‌ چشمِ‌‌ دل باز، دلباز، دلباخته )

فاش بگو ، باز بگو ، نغمه ی غمّاز بگو

وقتِ سحر ، آبِ حیات ، چیست در آن راز بگو

پهن شده سفره ی دل ، همدل من ساز ، بگو

سّر ِ نهان ، غنچه ی لعل ِ لبِ آن ناز بگو

مرغ‌ ِ حق و ، کوک شدن باز به آن ساز، بگو

هوی‌ ِ شباهنگ و شب و ظلمت‌ و پرواز بگو

شآه پر ِ ، پرّ ه ی پندار ، به پرواز بگو

آن توان را که دهت ، اوج به پرواز بگو (میدهَدَت)

سَسَل این نکته بر او ، همچو نیاز است بگو

بَر او پرده کشیده ، بَرَ ت ، از دیر چو باز است بگو

.. 

‫ نام = سَسَل 

یکشنبه ۲۴.۰۲.۲۰۰۸ − ۰۱،۵۷ -  ساعت  ۰۳،۰۳

 24.02.2008 

     ----------            -----------‫

گاهی فکر میکردم این شاعر های بسیار بزرگ و مهم ما ، چرا در تمام عمر فقط همین

دیوان شعر را گفته اند ، یا سعدی یه باین عظمت و بزرگی که اشعارش حکیمانه و

ضرب المثل وار ، روزانه در میان ‫مردم ما استفاده میشود ، فقط دو تا کتاب نوشته ،

یا حافظ با اشعار بدین زیبایی و پر معنا فقط یک ‫ کتاب دارد و فردوسی با چنین

سروده هایه حکیمانه و محکم و حماسی یه شور انگیز ، در طول سی سال ، 

فقط یک کتاب نوشته دارد‫. ولی وقتی خودم خواستم احساسی را که در من می جوشید

و حالت رقصی ، ‫ترانه ای ، و لطیفی که ، از جمله ای یا موضوعی در ذهنم مجسم

شده بود را ، بنویسم و روی کاغذ بیاورم ،‫ ‫دیدم ، این نه به آنست که تو پند ا شته ای .

طبعی روان میخواهد و چشم درو نی یه جویان ، که در بایگانی های ذهن ‫بگردد

و اندیشه کند تا کد امین لغت را در بر ، چی ، بنشاند . حالتی ترّ نمی میخواهد ،

مانند نت موسیقی ، که  جمله ات را به چه سان ، حالت مو ز و ن بخشد ،

جمله ات خوب ولی نامو زو ن ، جمله مو زون ولی نا مفهوم .

‫دیدم به این سادگی ها هم نیست ، که کنار گود به نشینی و به تو گودی ها بگی ،

لنگش کن . اون که تو گود هست و دارد زور میزند ، خودش هم میفهمد که اگر چه بکند ،

چه خواهد شد ، ولی اون توان لازم و شرایط انجام عمل ، میسر نیست.

‫چهار تا سطر ریتمیک نوشتن ، یکساعت فقط وقت می برد ، اون هم ‫یکساعتی

که باید شرایطش مهییا باشد ، دور و برت کسی ، به چیزی قرقر نکند ‫، بچه ات ازت ،

چیزی نخواد ، یا صد ا ی موز یکش که ازش چیزی نمیفهمی ‫مانع تو نشود که بتو انی

فکر کنی و یا چند تا چیز دیگر ...

‫اما وقتی میخواستم شعر حماسی ، مثل فردوسی بگم واقعاً دو سه برابر

این یکی شعر ها وقت میخوهد.

‫روحشان شاد ، ‫حافظ ، سعدی ، فردوسی ، نظامی ، رودکی ، مولوی ،

و دانشمندا ن ، ابو علی سینا ، خیام ، ‫بیرونی ، خوارزمی و همه آنانکه

به بشریت خدمت کردند.

آنها راهنمایان تابناک علم و ادب و تاریخ مردم هستند.

..

 24.02.2008   -- 03:18     
نویسنده : س. و. ز : ٩:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم