باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

سپاس از خداوند

سپاس از خداوند

 ..

خدایا ترا سپاس مى گزارم براى آنچه به من ندادى و بنام بدى ها مى شناسم

دردها، مشکلات و کمبود هائى که براى دیگران پیش آمده و من دیده ام یا شنیده ام

از این که چنین بدى هائى بر من نیست و یا ندارم، ترا سپاسگزارم

ترا سپاسگزارم براى توانائى هائى که به من داده اى

مى توانم به بینم، بشنوم و براحتى حرکت کنم

مى توانم از بو هاى دل انگیز لذت ببرم و لطافت ها و نرمى ها را حس کنم

مى توانم مزه هاى خوب را از خوراکى ها چشیده و حس کنم

ترا سپاس مى گزارم که در محیطى با خطرات کم تر، زندگى مى کنم

ترا سپاس مى گزارم براى شادى هائى که دارم، اگرچه کوچک باشند، که

همان شادى هاى کوچک را هم، خیلى ها ندارند

بالا تر بودن از این که هستم، برایم خوشایند است، ولى حسرت آن را

نمى خورم و چون پائین تر از وضع فعلی ام، نمى باشم، راضى هستم

خدایا، سپاس از همه نعمت هائى که به من داده اى و شمار آن ها

بسیار است و همه را نمى توانم در یک زمان بازگو کنم

سپاس اى خداوند، سپاس

..

سوز

٢١ خرداد١٣٩۴- 11.05.2015

نویسنده : س. و. ز : ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم