باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

نوشته 2

 نوشته  2 

 یک دوست وبلاگی نوشته بود:

 قلب من میگه شما از دست من عصبانی هستین...

--------       ---------

نوشتمش ،

شاعر می فرماید:

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد -- طاعت از دست نیاید گُنهی باید کرد.

/ خوشحال هستم از اینکه در دل ِ شما جائی پیدا کرده ام. 

مدتی طولانی هست که با وبلاگ هایمان باهم آشنا شده ایم .

انتظار دارم گاهی بتوانم منظور خودم را به گویم ، اگر چه مخالف منظور شما باشد.

مخالفت با نظر شما ، عزیز ، مخالفت با خودتان نیست .

از خواندن نوشته هاتان خوشم می آید ، دلیلی هم ندارد که همه یه نوشته

هایتان مورد پسند من باشد ، چه بسا بسیاری دیگر ، آن نوشته را پسندیده باشند.

به راهتان به کارتان ادامه بدهید و بنویسید ، حتی اگر خیلی ها خوششان نیاید.

خودتان از آنچه که نوشته اید که خوشتان می آید ، همین بس است. 

همه آزادند که نوشته تان را باز هم بخوانند یا دیگر نخوانند. 

ولی من بازهم نوشته هایتان را می خوانم .

موفق باشید 

..

سوز

۱۹ امرداد ۱۳۸۸ - 10.08.2009

نویسنده : س. و. ز : ٢:٠٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

قلم

   قلم    

  ..

 

قلمت را با انگشتانت کمک کن و بگیر که بتواند بایستد

و روی کاغذ یادداشت راه برود ،

 مثل بچه ای که برای راه رفتن احتیاج دارد که زیر بغلش را بگیری

تا او بتواند راه برود و قدم بزند .

سکون و شروع به راه رفتن مجدد بچه در موقع

تاتی تاتی ،

 تجسم قلم در دست نویسنده است در موقع نوشتن ،

که می ایستد و دوباره راه می افتد .

بنابراین بگذار این بچه قلم راه برود ،

چون نمیدانی چه زمان می ایستد ، کی به چپ یا راست میرود ،

 کی میایستد و ناگهان میخواهد برگردد.

 قلم در دنیای تفکر قدم میزند و هر زمان بسوئی نظر میکند و میخواهد

‫در یک منطقه ا ی که مطلوب پیدا کرده وارد شود و  آنجا را طی

‫کند ، ولی با آن قدم های نامطمئن و جستجو گر مدتی طول میکشد

‫تا مسیر را عبور کند و رد پای عبور قلم ، نوشته ایست بر روی کاغذ و

‫بیان فضائی است که از آن عبور کرده است.

..

سوز

00:45       25.04.2008 

 

نویسنده : س. و. ز : ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم