باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

تحقیر

تحقیر

..

هیچکس، در هر سطحی از رتبه یه اجتماعی که باشد، حاضر نیست تحقیر بشود.

حتی یک مست دائم الخمر که کنار خیابان از شدت مستی قادر به راه رفتن نیست

و خوابیدن را، حتی در کنار خیابان بر هر چیز دیگری ترجیح می دهد،

حاضر نیست با تحقیر  ِ شرایط او، با تحقیر  ِ شخصیت او،  با او صحبت کنید.

.

هر کسی که در وضعیعت بدی بسر می بَرَد برای خودش دلایلی دارد که به آن وضع

و به آن حالت رسیده است و خودش را مقصر در رسیدن  به این حالت و وضعیت نمی داند.

خودش وضعیت و حالت ِ زشت و تحقیر آمیز و قابل سرزنش را می بیند ولی

خودش را تقصیرکار در رسیدن به آن، و افتادن به این حالت، نمی داند.

.

یا دوست یا زن خیانتکار یا رفیق نامرد یا شریک خائن و دروغگو را،

در این وضعی که به آن دچار شده است، مقصر می داند.

.

برایه  هیچ انسانی، قابل تحمل نیست که تحقیر بشود. فرقی نمی کند که برایه چی،

او نمی خواهد تحقیر بشود و کوچک و خطاکار و مقصر بشمار آید.

هر کدام از آنها دوست، رفیق، شرایط کاری، و یا خیانت و دو دووزه بازی کردن ِ

همکار، همسر، یا دوست را برایه رسیدن به این وضعیت، باعث می دانند.

..

سوز

21 تیر 1389 –  12.07.2010 

نویسنده : س. و. ز : ۸:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

تازگی

       تازگی

 

‫تازگیها ، تازگی دارد قلم

‫بشکند اینجا ، قلم پا و سرم

‫گر نوشتم من حقیقت ، راست نیست

‫دیگر ، اندامم ،تنم ، یا پیکرم

‫گر بگفتم ، عیب اغیاران به راست

‫ناگزیر ، از ترک خواهر ، مادرم

‫گر باینترنت عیان کردم دو چند

‫‫یاغی اندر شهر وغرب و خاورم

‫گر به قانون جزا کردم دو ، شک ‫

‫چند گاهی رشدی یه خاک بر سرم ‫

‫گر نوشتم من دو خط ، در وصف غرب

‫غربی و نا باور و هم ، کافرم

‫گر به هشیاری دمی ، تندی کنم

‫گیرد از من منزلم ، سیم و زرم

‫گر شبانگه اندکی مستی کنم ‫

‫می نوازد تازیانه ، باسنم

‫گر بگویند رأی آورده ، فلان

‫باورم نیست ، ناگزیر از باورم

‫العجب ماندم ، ز هشیاران مست

‫بر دهان انگشت شد ، در حیرتم

‫سروده : رضا       05.04.2008

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم