باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

آقای پاپ ، "ازدواج آزاد"

 

 آقای پاپ ، " ازدواج کشیش ها را آزاد کنید"

‫..

‫آقای پاپ عزیز ، شما در مقام رهبر ِ مسیحیان کاتولیک جهان جایگاه بزرگی دارید.

‫آنچه در عالم مسیحیت و کاتولیک ها می گذرد ،

انعکاسی از مدیریت و رهبری ِ شما را در بر دارد.

وقتی در یک کلیسائی در یک جائی ، یک کشیش عمل خلافی انجام می دهد،

این عمل خلاف ِ آن کشیش ، تمام کشیش های دیگر را زیر سایه ِ آن عمل

قرار می دهد. و تقریبا تمام مردم ، وقتی به کشیش محل خود نگاه می کنند ،

اول سایه ای از آن کشیش خلاف کار را بالای ِ سر ِ کشیش محل خود می بینند

و با نگاهی سوالی ، و فکری ناباورانه ، در اَعمال کشیش ِ محل خود دقیق

میشوند تا به بینند آیا کشیش محلی شان هم مثل " آن کشیش" می تواند

خلاف کار باشد ، آیا می توانند به این کشیش اعتماد کنند و مثل سابق مسائل

خود را با او در میان بگذارند ، آیا می توانند فرزند خود را با کشیش تنها

بگذارند و با خیالی راحت آن محل را ترک بکنند و دنبال کار خود بروند؟

این توهم بطور ناخودآگاه در مواجه شدن با کشیش کاتولیک برای همه

پیش می آید ، ولی مردم سعی می کنند سایه یه افکار پلیدی را که دور

کشیش خود می بینند در ذهن پاک کنند.

این افکار و این توهم ، مانند تارهای عنکبوت است که در تاریکی ،

نور بر آن تارها افتاده باشد و" این تارها " اطراف کشیش ها را گرفته است.

مردم ، این افکار ِ شک بر انگیز را در فکر خود ، از دور و بَر ِ کشیش خود

با مرور افکاری ، پر از کلمه های " نه بابا این آقا اونجوری نیست"

پاک می کننند و بدنبال کار روزانه یه خود می روند.

آقای پاپ ، این بد نگری های مردم را از اطراف کشیشان خود پاک کنید.

آقای پاپ ، عوامل و سبب های ایجاد خلاف کاری را و اعمال خلاف را

برای کشیشان کاتولیک از بین ببرید.

آقای پاپ ، ازدواج را برای کشیش ها آزاد کنید .

عیسی مسیح، عیسی پسر مریم باکره، در هیچ جا نگفته است که ازدواج نکنید.

عیسی مسیح ، مشغول روشن سازی در فکر و رفتار مردمان زمان خود بود و با

فشاری که رهبران ِ مذهبی از اطراف بر علیه او وارد می کردند ، فرصت نداشت

که ازدواج کند ، و در سی و سه سالگی به صلیب کشیده شد و زمانی برایش

باقی نماند تا ازدواج کند. و این دلیل بر مخالفت او با ازدواج نبود.

تصور کنید بطور مثال : اگر صد سال یا یک قرن ، تمام ِ مردم کره زمین

همه کشیش مسیحی و کاتولیک باشند و هیچکس در دنیا ازدواج نکند ،

چه خواهد شد؟ نسل بشر از بین می رود .

و چنین چیزی ، هیچگاه مورد نظر عیسی مسیح نبوده است.

او زمانی که از بچه ای سئوال کرد و آن بچه را بغل کرد و گفت :

بچه ها را گرامی  بدارید زیرا خداوند بچه ها را دوست دارد ،

یعنی که بچه باید باشد و آنرا ، گرامی باید داشت.

بوجود آمدن بچه هم که بدون ازدواج زن و مرد ممکن نیست.

پس ازدواج ِ زن و مرد لازم ، طبیعی و جدائی ناپذیر از زندگی انسان است.

پس ازدواج ِ زن و مرد واجب و ضروری برای ادامه نسل بشر و زندگی است.

و عیسی مسیح به حواریون می گفت :

 بروید وکلام خدا را در بین مردمان پخش کنید و آنها را با این پیام بشارت دهید.

پس به وجود مردمان و ادامه حیات معتقد بود و مخالف ازدواج نمی توانست باشد.

.

کشیش ها هم انسان هستند و با تمام سعی و تلاش خود سعی می کنند در

خدمت مردم باشند ، ولی غریزه طبیعی  آنان ، غریزه طبیعی یک انسان ،

گاهی بعضی را به کارهائی وادار می کند که خودشان هم نمی خواهند.

آنها به زشت بودن عمل خود آگاه هستند ،

و برای همین است که آنرا پنهان انجام می دهند.

ولی غریزه انسانی و طبیعی چیزی نیست که همیشه بتوان ، و همه بتوانند ،

جلوی آنرا بگیرند.

آقای پاپ ، این مانع اخلاقی و مذهبی را از جلوی پای کشیش ها بردارید.

اجازه بدهید کشیش ها هم مانند سایر مردم ازدواج کنند و زندگی عادی داشته

باشند . چطور است که یک کشیش کاتولیک ، یک زن و مرد را

به عقد ازدواج هم در می آورد و می گوید : بنام پدر ، پسر و روح الـقـُدُس ،

 من شما را زن و شوهر اعلام می کنم ،

ولی خودش اجازه انجام چنین کاری را ندارد؟

وقتی بنام خداوند ، ازدواج تایید میشود ،

این تایید ازدواج کردن برای کشیش ها هم معتبر است، و شامل آنها هم میشود.

اعمال ِ خلاف ِ چند کشیش از چند هزار کشیش، وجهه و نام ِ کل ِ کلیسا را

خراب می کنند. با اجازه برای استفاده از غرایز طبیعی در راه طبیعی ،

کلیسا را از بدنام شدن نجات دهید.

من مسیحی نیستم ولی از بدنام شدن کلیسا و خدمتگزاران آن خوشم نمی آید .

اعتقاد مردم و باورهائی که دارند باید محترم نگاه داشته شود.

این باورها و عقیده های مذهبی ، بسیاری را بکارهای نیکو تشویق می کند.

این مشوق " کلیسا و مذهب " باید هم چنان مورد اعتماد و اعتقاد باقی بماند .

این باور به نیکی کردن برای بهبود وضع جهان خوب است.

آقای پاپ ، با آزاد اعلام کردن ازدواج برای کشیش ها و این اجازه ،

ادامه به نیک بودن و نیکی کردن را ، با کار خود ، یاری دهید.

سرپوش گذاشتن بر قسمتی از احساسات ِ طبیعی و غریزی و جنسی در بشر ،

آیا نوعی بی مورد دانستن آن نیست؟ آیا نوعی ایراد گرفتن به خالق یکتا نیست

که چرا چنین نیازی را برای بشر قرار داده است ؟

آیا خداوند بزرگ اشتباه کرده است که احساس و تمایل های جنسی

و تولید مثل را در بشر قرار داده است ؟

یا راهنمایان و رهبران مذهبی در کلیسا ، در قسمتی از زمان ، این اشتباه

را مرتکب شده اند و همچنان اصرار در ادامه دادن به این اشتباه کلیسا

وجود دارد و پافشاری می کنند که این نقص در کلیسا ادامه یابد؟

بر آنچه منطق و طبیعت ِ انسانی تایید دارد ، رای موافق بدهید و

این مانع و سّد ِ ممنوعیت ِ ازدواج کشیشان را از میان بردارید.

بگذارید زندگی روال طبیعی خود را دنبال کند و شما و کشیشان کلیساها ،

تلاش و کوشش خود را در بهتر ساختن زندگی ها ادامه بدهید.

‫..

سوز

کنستانس ۲۹ اسفند ۱۳۸۸ − 20.03.2010  

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم