باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

هویت ایرانی

هویت ایرانی

..

آقای مصباح‌یزدی  می گوید:

“مسئله ما ایران نیست”

روز سه شنبه ۱۹ مرداد، روحانی تندرو آیت‌الله محمد تقی مصباح‌یزدی بدون نام‌بردن

از رئیس دفتر احمدی‌نژاد گفت

«کسانی که بیشرمانه مکتب ایران را به‌جای مکتب اسلام معرفی می‌کنند،

خودی نبوده غیرخودی‌اند و باید حواسمان جمع باشد.»

……….

امام جمعه موقت تهران، احمد خاتمی، بدون نام بردن از رحیم‌مشایی با اشاره به سخنان او گفت

«نهضت ما اسلامی است قبل از آن‌که ایرانی باشد.» او ملی‌گرایی را “شرک‌آلود” خواند.

———-   ———

آقایان علماء عظام بروند توی پاسپورتشان نگاه بکنند به بینند ملیت آنها را چه نوشته اند؟

وقتی به انگلیس یا اروپا برای خرید یا مراجعه به پزشک می روند،

آیا اونها را به اسم ایرانی می شناسند یا اسلامی؟ .

اول همه مردمی که در ایران زندگی می کنند ایرانی هستند. بعدا اسلامی یا زرتشتی یا …

آقای مصباح یا شریعتمداری یا هر آقای دیگری که در ایران مشغول به کاری هستند، همه ایرانی هستند.

بعد از اینکه ایرانی بودنشان مسجل و ثابت شد، آنوقت می شود گفت مسلمان شیعه هستی یا سنی

یا زرتشتی یا مسیحی، غیر از این هم نمی شود.

آقای شریعتمداری بعنوان مسئول روزنامه کیهان اگر بخواهد به خارج سفر کند آیا خود را

چگونه معرفی می کند؟

آیا می گوید من یک فرد اسلامی هستم که در ایران زندگی می کنم

یا اینکه باید بگوید من ایرانی هستم؟

کسی هم  از او نمی پرسد که آیا مذهب و دین شما چیست.

فقط بررسی می کنند که او از کدام کشور می آید و متعلق به کدام کشور است.

اگر آقای رئیس جمهور به سازمان ملل می رود، به عنوان رئیس جمهور ایران از او

دعوت می شود یا او را می پذیرند،

کسی نمی گوید و نمی پرسد که آیا مسلمان است یا مسیحی است.

او نمایندگی کشور ایران را دارد نه نمایندگی اسلام را. و بعنوان یک ایرانی

در خارج از کشور صحبت می کند،

نه بعنوان  نماینده یه اسلام.

کشور های اسلامی زیاد هستند ولی هر کدام نامی دارند و بعنوان کشور عربستان یا کشور عراق

یا کشور … شناخته می شوند و مردم آن کشور ها، عربستانی یا عراقی یا … نامیده می شوند.

آقای مصباح‌یزدی  می گوید« ما اسلام را می خواهیم … و در این مسیر با کسی عقد اخوت نبستیم،

هرکس از اسلام کج برود، ردش می‌کنیم.»

آقای مصباح نمی گوید « ما » یعنی کی؟ ما کی هستیم که اسلام را می خواهیم ؟

«« ما یعنی یک عده از روحانیون مذهبی ایرانی شیعه»» هستیم که اسلام را می خواهیم.

« ما » را از کجا آورده اید؟ اول « مائی » هستید که چیزی می خواهید و این چیز اسلام است.

آیا این ما کجائی هست؟ آیا مردمی از ساکنان عراق یا پاکستان یا عربستان هستید؟

شما و همه روحانیون از شما بالاتر و از شما پائین تر اول ایرانی هستید؛

و ایرانیانی هستید که مایل هستید مذهب اسلامی شیعه داشته باشید.

پس شما که آب و نان این مرز و بوم را می خورید که نامش ایران است.

شما ایرانی هستید و اگر نفی بلد می کنید که خوب، بی وطن هستید. آیا شما بی وطن هستید

یا اینکه می گوئید که ما مردم مسلمان ایران، مایل هستیم که آئین اسلام با این روش

و با این مشخصات در ایران اجرا شود و

بعد هم ادعا دارید که روش شما بهترین روش عمل کردن به آئین اسلام است

و بقیه و مسلمانان در اشتباه هستند و می خواهید آنرا به تمام دنیا صادر کنید.

موقع صادر کردن اسلام انقلابی خودتان به دنیا هم

باید هویت ایرانی بودن خود را اذعان و تائید کنید. و به مردم جاهای دیگر بگوئید:

ای مردم آنگولا، عربستان…،  ما می گوئیم شما هم این روش اسلامی که ما می گوئیم به پذیرید.

ما، یعنی ایرانی ها به شما، یعنی« آنگولائی، عربستانی… ها»  این پیشنهاد را می دهیم.

پس ایرانی بودن شما که این پیشنهاد را به دنیا می دهید در مرحله اول است.

..

سوز

19 مرداد 1389 – 10.08.2010 

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم