باز‌بین

پرده ای دیگر از ، ‫نگرشی به گوشه های دیگر

‫‫گندم

‫‫یکی از دوستان وبلاگی ، در صفحه اش عکسی زیبا از جوانه های گندم را

 نشان میداد و ‫نوشته بود :

 ” جوانه ء گندم بی هیچ کوششی می روید و گندم می دهد. ”

‫------

 گندم

‫..

با اندیشه ات بداخل گندم نگاه کن ، ببین درون دانه یه گندم چه کوشش و

تلاشی در کار است تا لوله های مکنده مواد غذایی را ( ریشه ) بطرف زمین

بفرستند ، و ساقه ای بسمت هوا و نور و خورشید بفرستند تا انرژی و هوا

برای داخل گندم و تغییر و تبدیل های لازم را تهییه بکنند . چه کارخانه ای

‫مشغول تهییه است که موادی برای برگ ، مواد دیگری برای ادامه یه ساقه ،

مواد دیگری برای دانه های گندم درست می کند ،

‫که همین دانه یه گندم به تنهایی مواد مختلفی می خواهد : 

برای پوسته ، پوشش زمخت حفاظت پوسته ، مواد نشاسته ای داخل دانه....

که هر کدام از آنها ویژگی هایی خود را دارد ، و یک سیستم و تشکیلاتی

باید باشد که کاربری کند

و برای هر قسمت ، مواد ویژه یی بسازد که  منظور و وظیفه ای جدا

از دیگری دارد . و برای هر دانه تازه هم ، یک سیستم مدیریت بفرستند تا

هرکدام از آن دانه ها هم به تنهایی ، در شرایط مناسب چندین دانه دیگر

تولید کند و این کارخانه یه ناپیدا ، در درون دانه یه گندم همچنان به ارث

به دانه های دیگر می رود .

آنوقت می بینی که بقول سعدی بزرگوار :

برگ درختان سبز در نظر هوشیار - هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

"  نگاهی به نوشته ای به اسم : ابر یاران "

..

ابر یاران Abre Yaaraan

...... ادامه

از دو یار آب رود ، یک ، آبرو ئی ، بر راست رفته ، 
در کنار گندمی خاکش نهان ، چون ، خواب رفته ، 
گندمه خفته ، ز جوش خاکِ خشک و آب تر ، بیداآ ر ، گردد ، 
شد ، چو یارش ، خاک و آب ، دستی زده بر پای ، گردد ،
ادامه ......
..

‫سوز

‫17.12.2008

 

نویسنده : س. و. ز : ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

‫پیگیری

‫پیگیری

‫−

ترا ، گر همت ِ پیکار باشد   

‫هماهنگ ِ نبرد ، ‫ابزار باشد

به پیش و پشت و در ، طلایه یه جنگ

‫ز پیش ، طرح  آماده ودر کار ، باشد

‫−

‫نشاید تنبلی در پیش داری

‫گمان داری بری از پیش ، کاری

‫به فکر و کوشش و با پشتی یه کار

‫بکام خود رسی ، در ماه و سالی

‫−

‫ترا اندیشه یه یک کار باشد

‫که با اندک زحمتی ، پر بار باشد

‫نگه کن سیب و بر شاخ و شکوفه

‫درنگ و زحمت و ، تا بار باشد

‫−

‫بسالی ساقه ، ریشه ، برگ در کار

‫که خور و بار ِ ش‫ و هم ، باغبان یار

‫بشاخ و ریشه اش ، تیمار دارد

‫که گیرد هر درخت ، محصول پر بار

‫−

---خور = خورشید 

‫سوز

‫03:09 , 02:15 - 03.07.2008

 

نویسنده : س. و. ز : ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

کوشش

 کوشش

.
مبادا ز پویش ، هراسان شوی
ز ر أی دگر گو ، پشیمان شوی
بد اندیشه را ، کرده ات باطل است
تلاشت همه ، سست و بیحاصل است
.
بکوشش بکن ، کار خود را تمام
نشان ها ز سعی تو گیرند ، نام
‫سر انجام کارها ، بسان نبرد
به اندیشه است ، همت و ، کار کرد
.
به پوی و بخواه و بگوی و بکن
تلاش و تحمل ،سه نیک ، پیشه کن
‫به پندار و گفتار و کردار نیک
شوی با خبان، در همه جا شریک (خوبان)
.
‫به پندار هماره ، به نیکو بکوش
که نیکو بگیرد ، بدی را ، چو گوش
‫به پندار نیکت شود ، کرده نیک
که پندار باشد ،عمل را ، شر یک ‫
.
چو کردار تو ، نیک و ارزنده شد
زبان هم بدان کرد نیک ، بنده شد
‫به گفتار نیکت ، روان شاد شد
دلت نرم گشت و ، رُخت باز شد ‫
-
سوز

15.12.2007

نویسنده : س. و. ز : ۸:٥٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم